موهنجو دارو: در کشور پاکستان آثار وبقایایی از معماری دوران باستان وجود دارد که از جمله ی آن ها، بقایای موهنجو دارو است . ویرانه های شهر موهنجو دارو ، در 400 کیلو متری شمال کراچی واقع است . این اثر باستانی شاهد بلا منازعی است بر عظمت تمدنی که از 5000 سال پیش در درهی ایالت سند پاکستان شکوفا شد . از نام هایی که بر این شهر کهن اطلاق شده « ماناتن عصر برنز » است واین نام به سبب طرح شهر سازی مدرن و علمی کم نظیری است که داشته است .

خیابان های قسمت پایین شهر بصورت شطرنجی و عمود بر هم احداث گردیده و بلوار های عریض به پهنای بیش از 90 متر در جهت شمالی – جنوبی کشیده شده که به وسیله ی خیابان های فرعی شرقی – غربی قطع می گردد و ارتباط ساختمان های مسکنی که در این میان قرار گرفته اند ، بوسیله کوچه های باریکی بر قرار می شود .


 

موهنجو دارو: در کشور پاکستان آثار وبقایایی از معماری دوران باستان وجود دارد که از جمله ی آن ها، بقایای موهنجو دارو است . ویرانه های شهر موهنجو دارو ، در 400 کیلو متری شمال کراچی واقع است . این اثر باستانی شاهد بلا منازعی است بر عظمت تمدنی که از 5000 سال پیش در درهی ایالت سند پاکستان شکوفا شد . از نام هایی که بر این شهر کهن اطلاق شده « ماناتن عصر برنز » است واین نام به سبب طرح شهر سازی مدرن و علمی کم نظیری است که داشته است .

خیابان های قسمت پایین شهر بصورت شطرنجی و عمود بر هم احداث گردیده و بلوار های عریض به پهنای بیش از 90 متر در جهت شمالی – جنوبی کشیده شده که به وسیله ی خیابان های فرعی شرقی – غربی قطع می گردد و ارتباط ساختمان های مسکنی که در این میان قرار گرفته اند ، بوسیله کوچه های باریکی بر قرار می شود .

 

 

 

در طرح ساختمان های منازل دو اصل اساسی رعایت شده است ، یکی امنیت و دیگری آزمایش . برای رفت و آمد سنگین خیابان های اصلی معمولا" ، خانه ها را طوری ساخته اند که در ها در گذرگاههای فرعی باز شود و نور و هوا از حیات خلو ت ها تامین گردد. پنجره ها از شبکه های سنگی یا کاشی ساخته شده است .

ضخامت دیوار ها حاکی از دو طبقه بودن خانه هاست که د رآن ها از پلکان استفاده می شود. هو در پاکستان و هم در جاهای دیگر از این گونه بناها وجود دارد . در این خانه ها چاههای آجری آب تعبیه شده ، دها نه ی جاه ها دارای در یجه ای است که مانع از افتادن حیوانات و کودکان به درون آن می شود . این گونه توجه و دقت حتی تا زمان روم و یونان دیده نشده است .

چاها و چاهک ها ی آجری ، ابتدا فضولات فاضلاب ها را در خود جای می دادند و آب کثیف و اضافی به وسیله ی کانالهای شبکه ی فاضلاب اصلی که در امتداد خیابان ها وزیر پیاده روها کشیده شده بود ، هدایت می شده است . این سیستم فاضلاب سر پوشیده درون شهر به کانهل های اصلی فاضلاب برون شهری متصل بوده است . این شهر دارای حمامی بزرگ و روی تپه ای مصنوعی از 7 تا 14 متر ارتفاع ساخته شده است .

حمام دارای استخری به طول 11.9 و عرض 7 و عمق 1.9 متر بوده که دیواره ی داخلی آن با آجر و ملات و ساروج ساخته شده بوده است . این دیوار روی قشری از آسفالت به ضخامت 2.5 سانتی متر قرار داشته و زیر آن دیوار اصلی آجری دو جداره وجود داشته است . کف این استخر تدریجا" به طرف مجرای فاضلاب شیب پیدا کرده و این مجرا آببب را به کانا لهای تاقداری که کهن ترین آثار معماری است ، هدایت می کرده است .

از تاسیسات دیگر این شهر انبار غله ی شهر است که دارای سقف چوبی بوده است . سومین بنای مهم در این شهر سالنی است مشتمل بر 20 ستون که در داخل آن حیاط خلوت کوچکی قرار داد و احتمالا" به عنوان دفتر مرکزی مورد استفاده قرار گرفته است .

از موارد شگفت انگیز مدن موهنجو دارو : 1- پیشرفت در زمین ی استاندارد آجرهایی به ابعاد 27.9*13.42*6.35 سانتی متر . 2- شبکه فاضلاب براساس صول فنی و استاندارد . 3- خانه هایی بر اساس نقشه و اندازه یکسان . 4- بر قراری عدالت اجتماعی با توجه به وضع ساختمان های شهر موهنجو دارو .

« سر جان مارشال » در مقایسه ی تمدن موهنجو دارو با تمدن های بین النهرین می نویسد :« این اکتشافات ثابت می کند که در سند و پنجاب طی هزاره ی چهارم و سوم پیش از میلاد ، یک زندگی شهری بسیار مترقی وجود داشته است . وجود چاهها و گرمابه ها و مجرای فاضلاب مجهز در اغلب خانه ها ، دلالت دارد بر این که وضع اجتماعی مردم لااقل با وضع مردم سومر برابر بوده و بر وضعی که در مصر و بابل حکم فرما بوده ، برتری داشته است . حتی در شهر باستانی اور خانه ها به هیج وجع از لحاظ کیفیت ساختمانی ، با منازل موهنجو دارو قابل مقایسه نیست.»

ویل دورانت می نویسد :« قرائن نشان می دهد که در زمانی که خوفو نخستین هرم بزرگ را ساخت موهنجو دارو در دوره ی ترقی بوده و با سومر و بابل روابط بازرگانی ، مذهبی و هنری داشته است و بیش از سه هزاز سال ف تا قرن سوم قبل از میلاد مسیح تمدنش دوام داشته است . دلیل وجود این روابط ، مهر های مشابهی است که در موهنجو دارو و سومر ( مخصوصا" در کیش ) به دست آمد و همچنین پیدا شدن مارتاجدار در میان شهر های بین النهرین است . در سال 1932 هنری فرانکفورد در ویرانه های دهکده بایل ، واقع در تل اسمر امروز ( در نزدیکی بغداد) مهر های گلی و مهره هایی بدست آمده که در نظر او و همچنین در نظر سرجال مارشال ف اینها را در دو هزار سال پیش از میلاد از موهنجو دارو بین النهرین آورده اند .»

آریاها ، دوره ی ودائی : آریائیان دین ودایی را با خود به هند بردند . این اصطلاح از سرود های ( وداها) مشتق شده است که تا امروز باقی مانه اند . این سرودها خطاب به خدایانی سروده شده اند که مظاهر شخصییت یافته ی طبیعت به شمار می روند . در این مذهب خدایان متعدد و عناصر طبیعی  مورد ستایش بودند . خدایان عمده ی آن ها: وارونا (اسمان ، شب) ، آگی (آتش) ، سوما (قربانی) ، ایندرا (آسمان) و... بودند . گذشته از این به شیاطین ناپاک و شریری مانند اکسوراها (ابرها) که قربانی ها را به هم می زدند نیز عقیده داشتند .

در سده ی ششم پیش از میلاد ، دو دین بزرگ در هند ظهور کردند ، یکی آئین بودا بود که تاثیر بسیار زیادی بر فرهنگ و هنر هند به طور کلی از قرن سوم پیش از میلاد تا سده ی ششم یا هفتم میلاد ی داشت . هنرهای بسیاری از کشورهای آسیایی از ائین بودای هندی که با تولد بودا ساکیامونی ، در حدود 563 ق.م آغاز گردید مشتق می شوند ۀ بودا که فرزند پادشاه حاکم بر منطقه کوچکی در مرز نپال و هند بود . بنابر بر افسانه ها به طور معجزه آسایی در رحم مادرش شکل گرفت و از پهلوی او به بیرون جهید . بودا که شاهزاده ای نپالی ، فقر و بیماری را نمی شناخت ، پس از مشاهده ای این واقعیت ها از شهر کناره گرفت راه ریاضیات را پیشه کرد ، سختیهای فراوانی را تجربه و اصول و عقاید ی بنیاد گذاشت که در جهان بیش از یک میلیارد نفر پیرو پیدا کرد، اگرچه آئین بودا در هند اکنون پیروا اندکی را دارد ولی چین و کشورهای همجوار دیگر اغلب گرایش به بودائیسم دارند . از معماری هندی پیش از « آشوکا » چیزی به جز خرابه های موهنجو دارو به جای نمانه است . گویا بناهای هندی عصر ودایی و بودایی از چوب بوده و احتمالا" « آشوکا » اولین کسی بود که از سنگ برای مقاصد معماری استفاده کرد و در آثار ادبی ، از ساختمان های هفت طبقه و کوشک های باشکوه سخن می رود ، اما نشانی از آن ها به جا نمانده است .« مگاستنس » کوشک های شاهی ، « چندراگوپتا » را چنان وصف می کند که از هر اثر باستانی ایران ، غیر از تخت جمشید ، برتر است . و ظاهرا" ان کوشک ها را از روی نمونه های ایرانی طرح کرده بودند . تاثیر هنر ایرانی تا زمان « آشوکا » پایدار ماند .

معماری عصر بودایی : پس از گرویدن آشوکا به آئین بودا ، معماری هندی به تدریج از زیر نفوذ بیگانه بیرون آمد ، واز پس نمادها و المان هایش از این دین جدید نشأت گرفت . این انتقال ف از سر ستون بزرگی که تنها اثر باقیمانه از ستون دیگر آشوکایی است که در « سارنات » بر پا شده بود ، بخوبی نمودار است ، طرح اصلی این کاخ با تالار صد ستون تخت جمشید قابل نقایسه است . سرجال مارشال این اثر را با « همه نظایر خود در جهان قدیم » برابر می داند . شکل ترکیبی آن در کمال هنرمندی پرداخته شده ف عبارت است از جهار شیر نیرومند که پشت به پشت یکدیگر داده ف به نگهبانی ایستاده اند . هر چهار شیر قالب و شکل ایرانی دارند . در زیر این ها ، ردیفی از نقوش برجسته است از صورت های خوش تراش ، از جمله صورت حیوانات محبوب هندیان ف یعنی فیل ف و رمز محبوب هند ، یعنی گردونه ی آئین بودا . زیر این کتیبه نبلوفر آبی سنگی بزرگی است ، که پیش از آن ها در هنر معماری ایرانی فراوان دیده شده است ، البته در سرزمین هند هم سابقه ی دیرپایی دارد . گل به حالت عمودی نقش شده ، گلبرگ های آن به پایین برگشته و تخمدان آن ها نمایان است ، که می توان آن را نشان زهدان جهان ، یا به عنوان یکی از زیباترین تجلیات طبیعت ، به مثابه تخت یکی از خدایان دانست . نماد نیلوفر ، همراه آئین بودا ، هنر چین و ژاپن را نیز تحت تاثیر قرار داد . یک نوع مشابه آن ، یعنی طرحی که برا ی پنجره ها و درها استفاده می شد و به شکل « تاق نعلی » آمد و گنبد زمان آشوکا به آن روش و سیاق ساخته شدند . این سبک از انحنای « دلیجان سرپوشیده » سقف های گالی پوش که خیزران های خمیده نگهدارنده ای آن بودند ، تاثیر پذیرفته بود .

از آثار معماری دوران بودایی ( به ویژه معماری مذهبی ) چند معبد ویرانه ، و تعداد زیادی استوپا و معابد غاری به جامانده است که بررسی آن ها در این بحث ضروری است .

استوپا : استوپاها در معماری هند ویژگی خاصی دارند و از جمله بناهای بسیار مهم و حائز اهمیت دین بودایی هستند . این آثار در روزگاران کهن پشته خاکی بود که بر روی گوری قرار می گرفت . ئر آئین بودا به یک بقعه ( گنبد ) یاد بود تبدیل گردید . و معمولا" بقایای جسد یک پارسای بودایی در آن قرار داده می شد .

اکثر این استوپاها گنبدی آجری دارند . روی آن یاستی ( دکلی) بر افراشته اند ، و پیرامونش را نرده های سنگی ایجاد نموده اند که روی تمام سطوح نرده ها را با نقوش برجسته تزیین کرده اند ، که تمامی نقوش بدون تردید از نمادها و نرده های آئین بودایی ، هند است ، و هر یک بیانگر موضوعی خاص . استوپای « بارهوت » ازکهن ترین این استواهاست اما نقش برجسته های آنها ابتدایی هستند و در حالی که تزئینات نرده های استوپای « امراواتی » در حد بسیار بالایی است و با استادانه ترین روش ایجاد شده است . در این فضا به مساحت 1580 متر مربع از نقش برجسته پوشیده شده است .« احتمالا" برجسته ترین بنای یادبود هند است.»

استوپای سانچی : معرف ترین استو پای هندی است . در سمت جنوبی پلکانی دارد که به استوپا – ساقه گنبد به ارتفاع شش متر – منتهی می شود و دسترسی به یک راهروی باریک نرده دار در گرداگرد گنبد را میسر می سازد . ارتفاع گنبد از زمین پانزده متر است . که از آجر ساخته شده است . در بالای گنبد فضای مربع شکل محصوری به نام « هارمیکا » قرار دارد که در وسط آن نیز یک « یاستی » یا دکل نصب شده است . یاستی با چند چتر مزین شده است . دور تا دور محل بنای استوپا نرده ی سنگی گردی کشیده شده است که در چهار سمت شمالی ، شرقی ، جنوبی ، غربی آن چهار دروازه دارد . این دروازه های سنگی ظاهرا" تقلیدی  از فرمهای چوبی کهن است ، که معمولا" مشخصه ی مدخل معابد خاور دور است . بر هر وجب از ستون ها ، قطعات چلیپایی و تکیه کاهها انبوهی از گیاهان و اشکال انسانی و خدایی نقش شده است . روی یک ستون دروازه ی شرقی نقش زیبایی از رمز دیرین « بودایی » یعنی « بودی » وجود دارد که صحنه ی روشن شدگی استاد را نشان می دهد ، بر همان دروازه طاقچه ی زیبایی هست ، که در آن « الهه ی یکشی » دیده می شود که دست و پای ستبر و میان باریک دارد .

استوپا همانند اکثر ابنیه  هندی ، بیش از یک عملکرد دارد . این بنا به عنوان مکانی برای حفظ خاکستر مردگان مقدس و پرستش ، نماد مرگ بودا یا نشانه ی آئین بودا است .

معابد غلری : در حالیکه پارسایان مرده ها را در استوپا قرار می دادند ، رهروان زنده دل ف در سنگ های کوه معابدی ایجاد می کردند که در ان ها به خلوت ، تن آسایی ، آرامش و امنیت زندگی کنند . با این که در قرون نخستین میلادی چندین هزار غار معبد ساخته شد ، که تعدادی از آن ها برا یجینها بود ، ولیکن تعداد فراوانی از آن ها برای انجمن های رهروان بودایی بود و اکنون هم هزارو دویست غار صخره ای از آن ها به جا مانده است . بیشتر این معابد غاری دارای سردری نعلی هستند . در ورودی غار لوماس ریشی از این نوع است . این بناها در داخل دارای ستون های مزین و استوار ، سر ستون ها جانوران و با نقوش بر جسته اند . و اغلب سردرها با ستون ها و دیوار های سنگی ، یا رواق های خوش نقش ، تزئین شده اند . درون معبد شامل یک « چیتیه » یا تالار اجتماع است . دو ردیف ستون هایی شبستان را از راهروهای کناری جدا می کند . در انتهای تالار هم محرابی وجود دارد که بقایای اجساد مردگان مقدس را در آن نگاهداری می کردند .

معبد غاری کارلی : یکی از کهن ترین معابد هندی است . که در سال 50 میلادی ساخته شده است و به قولی زیباترین آنها است کهناکنون به جای مانده است . این بنا در « کارلی » در فاصله ی میان « پونه »و « بمبئی» قرار دارد . در این معبد آئین بودایی « هینه یانه » به شاکار خود دست یافت .

برای ایحاد معبد کارلی قله ی یک تپه را خالی کرده و معبدی به طول تقریبی 38 متر و ارتفاع چهارده متر در آن ساخته اند . صحن مرکزی معبد به یک استو پای یک پارچه در مذبح منتهی می کردد و در دو سوی صحن نیز ستو ن های عظیمی با سر ستون های زنان و مردان فیل سوار تعبیه گردیده و د راهروی جانبی احداث شده است . این ستون های بزرگ تابع بخش انتها یی همین علت در پشت استوپا یک غلام گردش ایجاد شده است . در هر سوی در ورودی ، فیل های غول پیکر مانند دو اطلس ، ساختمانی چند طبقه را بر دوش خود نگه داشته اند ، و در دو سوی درگاهی اصلی نیز کسانی ایستاده اند که ظاهرا" صاحبان خیراند . زوج های مونث و مذکری بر سطوح نقش شده اند . این پیکرهای موج دار ، با حالت خشک و بی حرکت استوپا در داخل تناقص دارند و مانند یا کشی های استو پای سانچی ، از زندگی سخن می گویند نه از مرگ .

غارهای آجانتا : این غارها علاوه بر آن که جای بزرگترین و با اهمیت ترین نقاشی های بودایی هستند . با معبد « کارلی» برابری می کنند و از این نظر نمونه ای از هنر ترکیبی خاص معابد هندی هستند . که نیمی معماری است و نیمی از آن پیکر تراشی است . در غارهای شماره 1 و2 تالارهای اجتماعات وسیعی وجود دارد که سقف آن ها با طرحهای بسیار زیبا کنده کاری و نقاشی شده و بر ستون های محکم برپاشده که این ستون ها در پایین چهار گوش در قسمت بالا مدور ، و به نواره های گل آذین شده اند ، در آغاز شماره 26 ، ستون های عظیم به افریزی می رسند که پس از پیکرهایی که فقط بزرگترین نیروی دینی و هنری می توانست جزئیات و دقایق آن ها را کنده باشد.

برج بوده گایا: جالب ترین معبد از معابد بودایی هند این برج بزرگ است که با طاقهای جناقی (تیزه دار) خود ممتاز است، و با این همه تاریخآن ظاهراً به سدۀ نخست میلادی می رسد. هر چند که بقایای معماری بودایی همه ناقص است و شکوه و عظمت آنها بیشتر در هنر پیکر تراشی است تا سبک معماری آن. شاید که پیرایشگری دیر پا سبب شده باشد که نمای بیرونی آنها زننده و عریان بماند.

البته باید به این نکته اشارهنمود که در معماری مذهبی بودایی دو نوع ساختمان وجود داشت، یکی تالار تمرکز که در واقع گسترش حجرۀ راهب بود و دیگری گنبد با بقعه اشیای متبرکه، که این دو نوع در ابتدا ازهم مجزا بودند. اما هنگامی که معبدهای کارلی و بهاجا حدود سه یا چهار قرن پس از مرگ بودا- در غرب هند ساخته شدند، به طور توأم در یک ساختمان جای داده شدند.

معماری معابد هند و (آئین هندو): در زمانی که آئین بودایی در اوج اقتدار بود آئین هندو به تدریج قدرت نیروی لازم را برای در هم شکستن آئین بودا فراهم آورد. از حدود قرن دوم، یا اول ق.م آئین هندو مجدداً به اوج خود رسید. هندوان بهترین دستاورد هنری خویش را در جزیرۀ الفانتا در سدۀ ششم میلادی به وجود آوردند این آثار اینگونه پدید آمده اند، که درونقله ای را خاکبرداری کرده و یک تالار ستون دار عظیم به وسعت سیصدمتر مربع در آن ایجاد کرده اند. بیننده به محض ورود به این معبد از میان ردیف ستونهای سنگین به درون آن خیره می شود تا آنکه پس از مأنوس شدن با تاریکی، شکلهای غول آسای سردیس، شیوا در مقام مهادوا یعنی خدای خدایان و تجسم نیروهای خلاقیت، بقاء و تخریب، شبیه سازی شده است. تصور قدرت بیدرنگ از مشاهدۀ ابعاد سرها که تقریباً 420 ساتنیمتر از سطح معبد ارتفاع دارند و بر بیننده جز قیافه ای کوتوله جلوه نمی کنند، به بیینده القاء می شود که هر یک از این سه چهره، جنبۀ گوناگونی از عنصر جاودانی را بیان می کنند، چهره وسطی نه مهربان است. در عالیترین حالت درون نگری جاودانی است و به عالمی ورای بشریت می نگرد و در چهرۀ دیگر یکی نرم و لطیف، دیگری خشمگین و ترسان است. در دیوارهای اطراف قابهای کنده کاری شدۀ عمیقی که افسانه های مربوط به شیوا را مجسم کرده اند، قرار دارد.

معماران نوآور هندو، با همان نیروی خلاقی که به آفرینش معابد غاری انجامیده بود،به ساختن نخستین نیایشگاه سنگی پرداختند. یکی از این معابد که اکنون نیز بر پاستف‌((معبد ویشنو)) است که در اوائل سده ششم میلادی- در زمان سلسۀ پادشاهی و امپراتوری گوتپا در ((دئوگیری)) واقع در شمال هند ساخته شد. معبد و تالاری برای نیایش دسته جمعی نیست، بلکه اقامتگاه خداست. یگانه شرایطی که رعایتش الزامی است، ساختن اتاقکی برای تمثال یا نماد مورد پرستش است. این مکان مقدس که ((گاربهاگریها)) یا اتاقک شکم نامیده می شود دیوارهای جسیم و سقف سنگینی دارد تا بتواند خدا را در خود نگه دارد و حفظش کند.