مــــعــــمــــاری یــــونــــان

 
وضعیت جغرافیایی یونان:

 سرزمینی که تمدن و فرهنگ یونان باستان در آن شکل گرفت, از یونان و جزایر تشکیل شده بود، که عبارت بودند از: یونان شمالی، مرکزی و جنوبی (پلوپرنز) و همچنین جزایری که در سواحل شمالی (تراس) و شرقی (آسیای صغیر) دریای اژه قرار دارند .


پیشینه تاریخی یونان:

 سرزمین اصلی یونان پیش از حمله اقوام شمالی (دورین ها) دارای تمدنی پیشرفته بودند در بخش شمالی شبه جزیره یونان اقوامی از شاخه های آریا- اروپایی زندگی می کردند که طی سده ها از استب های جنوب روسیه به این قسمت ها مهاجرت کرده بودند. این قبایل که «دورین» نامیده می شدند, از نظر فرهنگی در سطحی پایین تر از میسنی ها یا ساکنان اصلی یونان بودند. در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد این قبیله ها از شمال به سوی جنوب سرازیر شدند و سرانجام «پلوپونزه»,دژهای مستحکم« میسن» را ویران نمودند. و بدین ترتیب تمدن میسن پایان یافت.

ارتباطات که صرفاً از طریق دریا امکان پذیر بود, این دولت شهرها را با فرهنگو تمدن دیگر جزایر و کشورهای حاشیه مدیترانه آشنا نمود, و از این طریق زمینه های رشد هنر طبیعت گرایی یونان روح و قوت گرفت.
بطور کلی تمدن یونان در سه عنصر ثابت خلاصه می شود که عبارتند از:


مــــعــــمــــاری یــــونــــان

 
وضعیت جغرافیایی یونان:

 سرزمینی که تمدن و فرهنگ یونان باستان در آن شکل گرفت, از یونان و جزایر تشکیل شده بود، که عبارت بودند از: یونان شمالی، مرکزی و جنوبی (پلوپرنز) و همچنین جزایری که در سواحل شمالی (تراس) و شرقی (آسیای صغیر) دریای اژه قرار دارند .


پیشینه تاریخی یونان:

 سرزمین اصلی یونان پیش از حمله اقوام شمالی (دورین ها) دارای تمدنی پیشرفته بودند در بخش شمالی شبه جزیره یونان اقوامی از شاخه های آریا- اروپایی زندگی می کردند که طی سده ها از استب های جنوب روسیه به این قسمت ها مهاجرت کرده بودند. این قبایل که «دورین» نامیده می شدند, از نظر فرهنگی در سطحی پایین تر از میسنی ها یا ساکنان اصلی یونان بودند. در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد این قبیله ها از شمال به سوی جنوب سرازیر شدند و سرانجام «پلوپونزه»,دژهای مستحکم« میسن» را ویران نمودند. و بدین ترتیب تمدن میسن پایان یافت.

ارتباطات که صرفاً از طریق دریا امکان پذیر بود, این دولت شهرها را با فرهنگو تمدن دیگر جزایر و کشورهای حاشیه مدیترانه آشنا نمود, و از این طریق زمینه های رشد هنر طبیعت گرایی یونان روح و قوت گرفت.
بطور کلی تمدن یونان در سه عنصر ثابت خلاصه می شود که عبارتند از: انسان, طبیعت, عقل.

دوره های بررسی تاریخ هنر و معماری یونان: هنر و معماری یونان دارای فراز و نشیبهای فراوانی در طول تاریخ بوده است. و بر همین اساس می توان هنر یونان را در چهار و معماری را در سه دوره از آن مورد بررسی قرار داد :

الف) هنر دوره هندسی: به آثار هنری پیش از دوره آرکائیک اطلاق می گردد. که در آن بر روی سطوح ظروف سفالی از طرحهای منظم هندسی استفاده شده است.

ب) هنر و معماری دوره آرکائیک (کهن) 630 تا480 ق . م

 ج) هنر و معماری دوره کلاسیک 480 تا 330 ق . م

د)هنر و معماری دوره هلنی 330 تا 27 ق . م

 اینک به بررسی معماری یونان در هر یک از دوره های فوق الذکر بویژه سه دوره کهن, کلاسیک و هلنی می پردازیم.

1- معماری دوره کهن (آرکائیک):

این دوره را به نام «دوره کهن» نام گذاری کرده اند که از اواخر قرن هفتم پیش از میلاد آغاز شده و تا شروع جنگهای ایران و یونان در زمان خشایار شاه هخامنشی (480 ق م) ادامه داشته است. پیامد روابط جدید با شرق, ظهورپیاپی جانوران و هیولاهای مرکب متعلق به خاور زمین در سطح ظروف یونانی بود .

پیکر تراشی:

گرایشهای تکامل پیکر تراشی در یونان درست همانند گرایشهایی است که در نقاشی سفالینه هاست. یعنی مرئی و قابل توصیف اند. پیکره های مفرغی پسر و دختر یونانی که در سال680 ق م ساخته شده اند, سرآغاز دوره کهن است. جامه های بلند و مجلل این پیکره ها را می توان دلیلی بر ساخته شدن آنها در ایونی دانست. پیکره سازی یونان فقط مختص پیکر تراشی جدای از معماری نیست, بلکه بخش عظیمی از پیکر تراشی این دوره جزو تزیین ساختمان معابد است، که به صورت نقش برجسته استفاده شده است. بی شک آغاز جنگ های ایران و یونان تاثیری در توسعه هنر دوره کهن داشته است

معماری:

در دوره کهن دو مسیر هنری در شهرهای تحت نفوذ یونانی ها برقرار بود، یکی از هنر دوریک که مشخص با رسمیت و صلابت و بی پیرایه در سرزمین یونان قرار داشت و دیگری شیوه هنری یونیک است . آثار معماری این دوره با استفاده از قطعات سنگهای تراشیده شده وبدون ملات ساخته شده اند که در مرحله اولیه در ساخت معابر از چوب برای ستون ها وپوشش سقف ها و آجر برای دیوار و سنگ صرفا برای پی ساختمان استفاده شده است. معابد کوچک و ساده بودند و کم کم فرم اصلی خود را یافتند.

از قدیمی ترین معابد این دوره می توان از «معبد هرا» در «آلیمپ» یاد کرد که به شیوه دوریک و در سال 600 ق م ساخته شده است. ابعاد آن 5/18* 50 متر و بلندی ستونهای آن 40/5 متر است. سقف شیروانی آن سفالی است. در داخل مقصوره دو ردیف ستون قرار دارد، و از خشت و سنگ و بویژه در پی از سنگهای نتراشیده استفاده کرده اند.

 

 


معبد «آپولو»

در شهر «کورینت» یکی از بناهای قدیمی یونانی است که هنوز بعضی از ستونهای آن به جا مانده است . معبد به شیوه دوریک کهن و در قرن ششم ق م ساخته شده است. در این بنا ارتفاع ستونهای دوریک کوتاه و هنوز در مرحله آغازین بوده است بالشتگ سر ستون نیز از این وضعیت تبعیت کرده است .


با سیلیکای پستئوم:

 در جنوب ناپل واقع است و در حدود 55 ق. م بنا شده است. این بنا نمونه ای از سبک دوریک کهن به شمار می رود. پژوهندگان اولیه به دلیل تشابهی که بین این ساختمان و با سیلیکای رومی وجود داشته، آن را «باسیلیکا» نامیدند. لذا بنای پستئوم معبدی است، دور ستونی با ستونهای سنگی و خوش ترکیب و مودب و فواصلفشرده، سر ستونهای بزرگ و جسیم و بالش گونه در زیر اسپری عظیم که ستونها را به طرز متناسبی کوتاه نمایان کرده است. معماران در این دوره نمی توانسته اند به مقاومت مصالح مورد استفاده اطمینان داشته باشند. لذا به طور منطقی بر استحکام کارشان افزوده اند، مثلاً در گوشه های بنا سر ستونهای بالشتکی شکل بزرگتر شده و سطح اتکا به نفس فواصلی که توسط سنگهای حمال پل بندی شده، افزایش یافته است.

 

 

 

 

 

 

 

گنج خانه سیفونسیها:

 یکی از بناهای دوره کهن است که به شیوه «ایونیک» و در سال 530 ق.م ساخته شده است. بنا در شهر «دلفی» قرار دارد، با آنکه این بنا هیچ گونه ستون ایونیک ندارد و حمل و نگهداری سقف توسط ستون پیکرها (کاریاتیدها) است ولی جزو سبک ایونیک محسوب می گردد، از ویژگی های متمایز و مشخص کننده دیگر بنا در شیوه ایونیک کتیبه پیوسته ای است که به عنوان بخشی از یک اسپر سنگین دوره کهن است.

 

 

 

 

 

 

 


معبد ارتمیس :

 در شهر «افسوس» آسیای صغیر واقع  است در سال 560 تا 550 ق . م ساخته شده است. معبد دارای ابعادی 55*115 متر است و به شیوه ی ایونیک ساخته شده است. چهار گوشیهای تزئینی آن به نقش برجسته هایی از جنگجویان نیزه بدست مزین است. در بخش سنتوری معبد جنگجویان الهه ی «آرتمیس» با سپری در دست نقش شده است.

 

 

 

 

 

 دوره کلاسیک، دوران ثبات و شکوفایی تمدن و هنر یونان است. قرن پنجم و چهارم را باید بهترین ایام تحول و تکامل معماری یونان به شمار آورد. آتنی ها که گردآوری تکه سنگ های پراکنده آکروپلیس آتن را پس از ویرانی شهر در سال ۴۸۰ ق . م کسر شأن خود می دانستند، به رهبری پریکلس نیرو استقلال جدیدشان را با بازسازی کامل آکروپلیس که در واقع یکی از بزرگ ترین پروژه های ساختمانی جهان باستان تا پیش از روزگار رومیان بود، به جهانیان نشان دادند.

پیکر تراشی:
در دوره ی کلاسیک به ویژه در قرن پنجم در پیکر سازی سه شیوه و سبک هنری پدیدار شد:
الف) شیوه هنر جدی (۴۸۰ - ۴۹۰ ق م(
ب) شیوه ی هنری تکامل یافته (۴۳۰ - ۴۶۰ ق م(
ج) شیوه ی هنری فوق العاده (۴۰۰ - ۴۳۰ ق م )
از دست آوردهای هنر پیکر سازی این دوره می توان از متوپهای حجاری شده و پر تحرک معبد زئوس در المپیا و معبد پارتنون در آتن و بناهای یادبود «گول باشی» در ترکیه امروز یاد کرد. به همین دلیل است که عصر کلاسیک را دوره پیکر سازی و معماری دانسته اند..معماری دوره کلاسیک به رهبری و پشتیبانی فیدیاس معمار و پیکرتراشی که در دولت یونان مقام وزیر هنر را داشت، به اوج و رونق خود رسید .

ساختمان معابد دارای پلان سه بخشی بود که مشتمل بود بر ۱ ـ رواق ورودی (پیشخان) ۲ - تالار (اتاق) قرار گاه پیکره الهه ۳ - پستو برای نگهداری نذورات.
پلان اصلی بناها چهار گوش بود، به جز چند پرستشگاه که با نقشه مدور ایجاد شده و دور ستونی بودند که بهترین نمونه این گونه بناها معبد «تولوس» است که در شهر دلفی قرار دارد.

معبد زئوس :

معبد زئوس در شهر المپیا در این دوره با نمای شش ستونی به شیوه دوریک و در سال 460 ق م ساخته شده . ارتفاع مجسمه زئوس حدود ۱۳ متر بود و سطح مجسه به ابعاد ۶/۵ در ۱ متر جای داده می شد .

 

 مجموعه آکروپلیس :

یکی از مجموعه بناهای باشکوه یونان در عصر کلاسیک آکروپلیس در شهر آتن است. این مجموعه به رهبری «پریکلس» در اواخر قرن 5 ق . م این مجموعه شامل بناهای: معبد پارتنون،دروازه «پروپالایا»، معبد ارختئوم، معبد آرتمیس، معبد الهه پیروزی «نیکه»، نگارخانه «کالکوئیکی»، محل معبد قدیمی آتنا و چند بنای کوچک است.

معبد پارتنون:
مهمترین بنای مجموعه آکروپلیس معبد پارتنون است. این بنا درعصر کلاسیک ساخته شده است. و برای الهه آتنا (خدای پیروزی) که به افتخار او «آتن» هم از او نام گرفته ایجاد شده است. بنا بر روی بلندترین نقطه تپه آکروپلیس و مشرف بر سراسر شهر آتن و نواحی اطراف آن بنا شده است. سنگ مرمر سفید مصالح عمده ی بناست. ساختمان به شیوه ی دوریک ساخته شده است.
معمارانی چون «کالیمراتیس» و «ایکتینوس» در ساختمان آن نقش اصلی را داشته اند. بنا دور ستونی است در ایوان جنوبی معبد پارتنون بر خلاف پرستشگاههای دیگر، به جای شش ستون از هشت ستون (سبک هشت ستونی) و برای طول آن هفده ستون در نظر گرفته شده است. طول و عرض آن ۳۱ * ۷۰ متر و ارتفاع آن ۷۲/۱۳ متر که ارتفاع هر ستون ۴۳/۱۰ متر است . یادآوری این نکته ضروری است که در این بنا دو شیوه دوریک و ایونیک با هم تلفیق شده .

 

 

 

 

 

 

 

دروازه ی پروپالایا:
بنا مدخل ورودی آکروپلیس است . بنا به قولی ساختن آن پنج سال طول کشیده است و هیچ گاه تکمیل نشده و به وسیله «منسیلکس» معمار ساخته شده و در طرفین آن کتابخانه و نخستین تالار نقاشی ایجاد شده بوده است

معبد آتنا (آلهه پیروزی: (
در کنار سر در ورودی قرار دارد. این پرستشگاه نخستین و کهن ترین نمونه از شیوه ی معماری ایونیک است که توسط یونانیها ساخته شده ، هر چند که پیش از این معبد چند نمونه در دلفی و المپیا ساخته شده بودند و لیکن ساخت آنها توسط جزیره نشینان در دریای اژه بوده است. پس از فتح جزایر توسط آتنی ها بود، که عناصر معماری شرق یونان به سرزمین اصلی یونان گسترش یافت.


 معبد ارختئوم:
این بنا از نظر پلان با تمامی معابد یونانی متفاوت است و به نظر بسیاری از پژوهندگان هنر در میان سایر آثار معماری یونان شاخص تر است. و بر همین اساس دارای ویژگیهای خاص است و شاید علت آن هم ناهمواری زمین زیر بنای آن و یا عملکرد چندگانه این معبد بوده است.
معبد به شیوه ی ایونیک ساخته شده و رواق جنوبی آن بر روی ستون پیکره ها استوار است . این ستونها از استحکام کافی به عنوان ستون و در عین حال انعطاف لازم برای نشان دادن اندام انسان برخوردارند.

 

 


هنرو معماری دوره هلنی:

 برای نخستین بار یک تاریخدان آلمانی در سال 1836 میلادی واژه «هلنیسم» را بکار برد، و پس از آن این نام به دوره ای از تاریخ سیاسی و فرهنگی و هنری یونان که مشخصه آن پدید آمدن دولتها در مناطق امپراتوری یونان پس از مرگ اسکندر بود، اطلاق گردید.

پیکره سازی:

 در دوره ی هلنی یونانی ها در پیکره سازی تجسم آلام جسمی و اضطرابها و جنبش های نامنظم و تشویق آمیز روح و جسم را که از مشرق زمین اقتباس کرده بودند، نشان دادند. مهمترین و بهترین آثار هنری در آسیای صغیر یافت شده است، از نمونه های ارزشمند آن پیکره های نقش بر جسته های نمالی شمالی معبد زئوس در «پرگاموم» است که به بهترین شیوه ساخته و پرداخته شده است.

 

 

 معماری:

مقیاس بزرگ و گسترش استادانه فضاهای درونی بناها که این یکی از ویژگیهای معماری هلنی بود، معماری خانگی را گسترش می دهند که پلیس های سنتی این شرایط را ایجاد نمی کردند از بناهای مهم این دوره می توان به معبد «آپولون» در «دیدوما» نزدیک شهر «میلتوس» درآسیای صغیر (ترکیه) و تئاتر سر گشاده اپیداوروس اشاره کرد.

معبد آپولون:

 این بنا در شهر دیدوما ؛ شهر ایونیک کهن در ساحل غربی آسیای صغیر (ترکیه) واقع اشت. این معبد ایونیک و دور ستونی بر روی پایه ای هفت پله ای در ارتفاع تقریباً 4 متری سطح مقصوره ی آن که عملاً بی سقف و رو به آسمان باز مانده بود ساخته شده است. ابعاد آن 51*108 متر و ارتفاع ستونهای پیرامونش 5/19 متر است. دارای تالاری گود پر از ستون است که مقدم بر یک کفش کن ساخته شده است. و از آنجا که پلکان بزرگی به عرض پانزده متری به سوی حیاط رو باز معبد سرازیر می شود .  

معبد زئوس:

 بنایی است با شکوه و عظمت بسیار که در حدود سال 180 ق م پسر و جانشین «آتالوس» اول به عنوان مذبح با شکوهی به یاد پیروزیهای پدر بر بالای تل مشرف به شهر پرگاموم بنا کرد. خود مذبح در مرکز حیاطی مستطیل شکل قرار دارد و اطرافش را ردیفی از ستونهای ایونیایی واقع بر صفه ای بلند به مساحت حدود 93 متر مربع احاطه کرده است که به جبهه غربی آن با پلکانی وسیع و پر شکوه به سطح زمین متصل می شود.

تئاتر اپیداوروس:

 نمونه ی دیگری از طراحی ماهرانه فضای رو باز یونانی است این بنا با اینکه در دوره ی هلنی ساخته شده به سبک کلاسیک است. ردیفهای متحدالمرکز نشستنگاههای نسبتاً بیشتر از نیم دایره ی تماشاگران در سراشیب یک تپه ساخته شده بود و قطر دایره ی بیرونی اش تقریباً 120 متر است راه پله ها یا راهروی میان پله ها به صورت چندین شعاع از مرکز دایره که محل ارکستر یا اجرای نمایش بود تا محیط دایره کشیده شده اند. و نشستنگاههای سنگی را که با یک راهروی پهن به دو بخش بالایی و پائینی تقسیم شده اند از هم جدا می سازند. محل ارکستر پیش صحنه و صحنه، طوری طراحی شده اند که بیشترین درجه سهولت ممکن برای دیدن اجرای نمایشها و آماده شدن بازیگران فراهم آید.

 


به طور کلی آثار معماری یونانی براساس شیوه های خاص ساختمانی بنیاد شده اند. کهن ترین شیوه های قابل تقسیم بندی در معماری یونانی عبارتند از : شیوه دوریک ، ایونیک (ایونیایی) و شیوه کرنتی

الف) شیوه ی دوریک:

 شیوه دوریک یا دوریسی که نام خود را از سرزمین مرکزی یونان گرفته است ستون دوریک مشتمل بر بدنه ستون که از قاعده دایره برخوردار است و از پایین بهبالا از قطر دایره کاسته می شود.
سطح بدنه ستون با شیارهای کم عمق عمودی به نام «قاشقیها» تزیین شده است.

در انتها بخش بدنه با یک خط افقی معروف به «گلوبند» یا گلویی به سر ستون متصل می شود. سر ستون از بالشتگی و تاوه چهار گوش واقع بر روی آن تشکیل یافته است. اسپر از دو بخش اصلی دیگر مختلط تر و اجزاء آن عبارتند از: فرسب (ردیف سنگهای صیقل خورد ، و افقی که مستقیماً بر روی سر ستونها تکیه دارد) و افریز با سه ترکیها و چهار گوشیهای تزئینی اش و طره به صورت مثلثی در می آید، و با لبه ی برجسته به بیرون خود سطح سنتوری را احاطه می کند.
همه بخشهای بنا از سنگهایی تراشیده شده که بدون ملات بر روی هم قرار گرفته اند. و بدیهی است که در نهات استادی ساخته و پرداخته شده اند. نسبت ارتفاع به قاعده در ستون دوریک در اغاز 4 به 1 بوده ولی در دوره کلاسیک این نسبت به پنج و یک دوم و پنج و سه چهارم می رسد. در دوره ی هلنی نسبت 7 به1 می شود .

 

 


ب) شیوه ایونیک )ایونیایی):

 این شیوه معماری به سرزمین ایونیا واقع در ساحل آسیای صغیر (ترکیه) منسوب بوده از ویژگیهای این شیوه ستون باریک و بلند با سرستون پیچ خورده (حلزونی شکل) است طرح ستون این شیوه به بیننده از هر طرف دید مشابهیمی دهد. نسبت ارتفاع به قاعده ستون در این شیوه 9 به 1 و 10 به 1 یعنی نسبت به ستوندوریک بلندتر است و تعداد شیارهای روی بدنه ستون نیز 24 عدد است.
مهمترین عنصری که شیوه ایونیک را از نظام دوریک مجزا می کند، تغیر شکل سر ستونها است.

 

 

ج) شیوه کرنتی (قرنتی):


شیوه ی کرنتی در اواخر سده پنجم ق . م توسط معماری بنام «کالیماخوس» ابداع و به کار گرفته شده و به ناحیه کرنیت واقع در جنوب شرقی بخش مرکزی یونان منسوب است. برای نخستین بار از ستون کرنتی در داخل معابد استفاده گردید، ولی اوج گسترش این شیوه در معماری از حدود سال 300 ق.م به بعد است که در ستونهای بیرونی ساختمان ها مورد استفاده قرار گرفته است.
ویژگی آن: سر ستونی به شکل کاسه ی زنگ رو به بالا، با آرایش برگ کنگری به گرد آن است. بدنه ستونی کرنتی هم از بدنه ی ستون دوریک باریکتر و بلندتر است. ولی قطر آن، مانند بدنه ستون ایونیک، از روی پایه ستونی به یک میزان بالا می رود.

بولتریون :

بولتریون محلی سرپوشیده برای نشستهای عمومی با ردیفی از نیمکتهای مستطیلی یا شبه دایره ای در سه طرفش بوده است.ستون های نگهدارنده سقف دید برخی از شرکت کننده ها را مسدود می کرده است .