ظهرتابستون

تن تو ظهرتابستون بیادم میاره

رنگ چشمای تو بارون بیادم میاره

 

وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره

قهرتو تلخی زندون بیادم میاره

 

من نیازم توروهرروزدیدنه

ازلبت دوست دارم شنیدنه

 

توبزرگی مثل لحظه هایی  که بارون میزنه

توهمون خونی که هرلحظه

تورگهای منی

 

 تومثل خواب گل سرخی

لطیفی مثل خواب

 

من همونم که اگه بی توبا شه جون

می کن

من نیازم توروهرروزدیدن

ازلب دوست دارم شنیدن

 

تومثل وسوسه ی شکار یک شاپرکی

 

تومثل شوق رهاکردن یک بادبادکی

توهیشه مثل یک قصه پراز حادثه ای

تومثل شادی خواب کردن یک عروسکی

من نیازم تورا هرروزدیدن

ازلب دوست دارم شنیدن

توقشنگی مثل شکلائی که ابرامی سازن

گلی های  اطلسی ازدیدن تورنگ   میبازن

اگه مردای توقصه بدونن که این جایی

برای بردن تو بااسب بال دارمی تازن

 

 

 

 

2

 

 

 

من نیازم توراهرروزدیدنه

ازلبت دوست دارم شنیدنه

 

 

نویسنده: حیدر عباسی