تحلیل فضای شهری

 

چکیده

فضاهاای شهری از جمله مسائلی است که ھمواره ماھیت فرارشته ای به خود دیده است. به دلیل تاثیرگذاری ھمه جانبه طیف کثیری از مطالعات بر ساخت و طراحی و شکل گیری فضاھای شھری و تاثیر کلیه طرحھای مرتبط با مباحث کالبدی و تجسمی نظیر طرحھای معماری ، شھرسازی ، طراحی شھری بر این مساله، ماھیت مذکور قابل درک است. ارائه این درس تحت عنوان تحلیل فضاھای شھری به دانشجویان معماری کوششی است در جهت ورود دانشجویان این رشته به عرصه شهرھا و فضاھای شهری و آشنایی با مفاھیمی اساسی تر و تاثیرگذار در مجموعه ھای معماری . از این رو ارائه این درس به دلیل ورود مبا حث برنامه ای و واقع گرایا نه، توام با آشنایی با مسائل اقتصادی، اجتماعی ، جامعه شناسی ، جمعیتی، شهری و معماری شهری و ... است. بنابراین آشنایی با الف- آشنایی با فضاھای شهری و دانش طراحی شهری و ضوابط شهری و چگونگی تأثیر آن در کالبد شهر و عناصر معماری، از جمله مطالب پیشرو با هدف پوشش مطالب مندرج در شرح درس بوده که گردآوری و تدوین گردیده است. امید است که بتوان با تکمیل آن در سال های بعد روند رو به رشدی را برای این درس پیشبینی نمود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

فضاهاای شهری از جمله مسائلی است که ھمواره ماھیت فرارشته ای به خود دیده است. به دلیل تاثیرگذاری ھمه جانبه طیف کثیری از مطالعات بر ساخت و طراحی و شکل گیری فضاھای شھری و تاثیر کلیه طرحھای مرتبط با مباحث کالبدی و تجسمی نظیر طرحھای معماری ، شھرسازی ، طراحی شھری بر این مساله، ماھیت مذکور قابل درک است. ارائه این درس تحت عنوان تحلیل فضاھای شھری به دانشجویان معماری کوششی است در جهت ورود دانشجویان این رشته به عرصه شهرھا و فضاھای شهری و آشنایی با مفاھیمی اساسی تر و تاثیرگذار در مجموعه ھای معماری . از این رو ارائه این درس به دلیل ورود مبا حث برنامه ای و واقع گرایا نه، توام با آشنایی با مسائل اقتصادی، اجتماعی ، جامعه شناسی ، جمعیتی، شهری و معماری شهری و ... است. بنابراین آشنایی با الف- آشنایی با فضاھای شهری و دانش طراحی شهری و ضوابط شهری و چگونگی تأثیر آن در کالبد شهر و عناصر معماری، از جمله مطالب پیشرو با هدف پوشش مطالب مندرج در شرح درس بوده که گردآوری و تدوین گردیده است. امید است که بتوان با تکمیل آن در سال های بعد روند رو به رشدی را برای این درس پیشبینی نمود.

 اهداف

الف: آشنایی با فضاھای شهری و دانش طراحی شهری

ب: سلسله مراتب برای شناخت جایگاه طراحی شهری

 

- طراحیشهری:

مفھوم کلی : پرداخت به جزئیات و مباحثی که بنو عی به بحثھای کال بدی و فیزی کی شھرھامربوط می شود. در طراحی شھری علاوه بر اینکه با ٢ واژه کالبد- فیزیک روبرو ھستیم، با  مسائلی دیگر نظیر مباحث روانشناسی اجتماعی و اقتصادی نیز رو برو ھستیم. در یک طرحشھری باید به فرم شھر و تجسم فضایی کالبدی شھر توجه شود.

- ھر شھر از یکسری مجموعه ھای بھم پیوسته و ناپیوسته تشکیل شده که در مق یاس مع ماریھر کدام دارای یک ماھیت مستقلند که به ھر یک از این مجموعه ھا یک عنصر معماری می گوی ند.مثلاً یک خانه مسکونی، یک مدرسه، یک فرھنگسرا، یک سینما، یک بیمارستان و…

این عناصر دارای یک سری ویژگی ھستند که مھمترین ان عبارتند از :

1-استقلال ھویتی و شخصیتی: ھر یک از این عناصر معماری دارای خصوصیتی مستقل و ھویتیخاص خود ھستند که ویژگیھای انحصاری خود را نشان می دھند.

2-قابلیت ایجاد یک مجموعه بھم پیوسته و یک کل قائم به ذات : عناصر مستقل ذکر شده بالا میتوانند در این لایه )لایه طراحی شھری( به عناصر شبیه بھم تبدیل شوند. وقتی از نزدیک به ھر یکاز این مجموعه ھا و عناصر معماری نگاه می شود عناصر معماری دارای یک خصوصیت مستقلند امازمانی که از دور به کل مجموعه نگاه شود یک لا یه م طرح است و آن ھم لایه طراحی شھریاست. بنابراین این عناصر در عین استقلال شخصیتی خود ، قابلیت پیوستگی و ایفای نقش در یکمجموعه بزرگتر را نیز دارند.

3-برای ارتباط این عناصر بھم به یک رابطه یا یک فضا داشتن احتیاج داریم.

4-طراحی فرم و معنا برای ھریک از این عناصر باید صورت گیرد و در نھایت اتصال آن ھا توسط ھنرطراحی شھری، صورت می پذیرد.

خصوصیاتطراحیشهری:

1-درطراحیشهریبهطراحیفرموفضامیپردازیم) درمقیاسمجموعهھا(

این فرمھا یافضاھا وقتی از دور به آنھا نگاه کنیم شکل یک عنصر دیده می شود. اما در واقع به صورت یک  مجموعه ھستند.وجود طراحی شھری در لایه میانی از یک سو با خصوصیاتی نظیر برنامه ریزی شھری تبعیت میکندو از سوی دیگر بسمت تخصصی شدن حرکت خود و دقیق شدن (به سمت مع ماری) پیش میرود. یعنی طراحی شھری حرکتی بینابینی بین برنامه ریزی شھری و مع ماری دارد ب نابراین اینحرکتی تخصصی است و جنبه کلی ندارد. از این رو ما می بینیم که علوم مختلف در این رشته بهصورت تخصصی به کار گرفته می شود. جایگاه طراحی شھری: ھرگاه از سمت ایده ھا و پروژهھای شھری به سمت ایده ھای تخص صی معماری حر کت کن یم در واقع می توان گفت که واردعرصه معماری شھری و طراحی شھری خواھیم شد.

٢. درطراحیشهریعرصهپروژهھایطراحیعرصهشهراست)فضاھایشهری(

ویژگیحرکتبینابینی

الف : حرکت بینا بینی بین تخصص ھایی م ثل مع ماری و شھر سازی و طراحی منظر، طراحی صنعتی است. یعنی در طراحی شھری باید ھم دیدگاه خاص مثل طراحی عناصر جزئی داشت وھم دیدگاه عام داشت.

ب: از طرفی رشته ھایی مانند اقتصاد برنا مه ریزی شھری- منطقه ای و جامعه شناسی محیطزیست مھندسی عمران و ... نیز در نظر گرفته می شود. طراحی شھری حرکتی ب ین رشته ایاست یعنی طراحی شھری در وسط قرار دارد و بقیه رشته ھا در اطراف آنند.

4-طراحیشهررابیشتربهفرموکالبدوفیزیکمحدودهموردنظرتوجهمیکند.

۴. درطراحیشهریبهراحتیعناصروجزئیاتمعماریشهریبافتمیپردازیمکفپوش معابر، طراحی مبلمان، تیرچراغ، سطل ھای زباله، میزھای نشیمن، تابلوھای مو جود، (مبلمانشھری) بدنه ھا و کالبد ابنیه موجود در سایت (محدوده مورد مطالعه) بازشوھا، نما، مصالح نما،ریتم نما

۵. قوانین و مقررات شھرسازی تأثیر گذاری زیادی در پروژه ھای شھری دارند ی عنی در شکلگیری پروژه ھا، نوع پروژه ھا و خصوصیات داخلی (مردم – کارکرد) ی عنی جھت گیری ھایکلی پروژه در این قسمت بیان می شود.

6-از عواملی که در طراحی شھری بسیار اھمیت دارد، طراحی بدنه ھا و شکل گیری ابن یه وساختمانھا، ارتفاع ساختمان ارتباط طبقات است.

٧. در محدوده ھای مورد مطالعه معمولاً طراحی حجمی بافت نیز به عنوان خروجی ھای پروژه و بعضاً به عنوان پروژه نھایی مطرح می شود.

خصوصیاتوجزئیاتطراحیشبکهشاملکلیاتوجزئیاتعناصرزیرباشد:

محور مسیر         ·

جزئیات مسیر         ·

عرض مسیر         ·

عناصر سازنده محور         ·

جوی         ·

جدول         ·

رفیور میانی         ·

مسیر آبھای سطحی         ·

  · مسیر پیاده و پیاده رو      

واژه شهر

 “ واژه ی urban  در انگلیسی و urbain  در فرانسوی از ریشه ی urbanus  لاتین یعنی شهری یا متعلق به شهر و از urbs که به شهر رم اطلاق می شد ، می آید... این واژه ، قرن 14 ابداع و عملا از قرن 16 در زبانهای اروپایی رایج می شود ... .

واژه ی ville  در زبان فرانسه به معنی شهر از ریشه ی لاتین villae  است که آن را چه در شکل جدیدتر villa (ویلا) و چه در شکل village  (ده ، روستا ) نیز می بینیم . این واژه تا قرن شانزدهم و در اصل به معنی یک مزرعه و خانه ای روستایی در آن بوده که املاکی زراعی هم در اطراف خود داشته است . از قرن 16 به این سو ، این واژه به تجمع های شهری اطلاق می شد که حاصل تبدیل تمرکزهای پیشین روستایی بودند و سرانجام معنی عام شهر به خود می گیرد .

واژه ی cite   ازواژه ی لاتین  civitas نیز از قرن 11 وارد زبان فرانسه می شود این واژه به معنی شهر به ویژه در قالب یک شخصیت حقوقی است به گونه ای که در قرون وسطا به فدراسیونهای قبیله ای رومی نیز اطلاق می شد . civitas به مجموعه ی شهروندان یا civis  اطلاق می شد که باید آن را معادلی برای اتباع دولتهای ملی جدید به حساب آورد . واژه ی cite  در شکل جدیدتر خود در زبان فرانسه به مرکز شهر یا بخش قدیمی تر شهر در یک شهر بزرگ اطلاق می شود .

واژه ی civitas در لاتین معادل واژه ی polis  یونانی است که در یونان باستان  پیش از آنکه به معنای یک فضا باشد ، به معنی نوعی سازمان یافتگی ویژه ی اقتصادی – سیاسی منطبق بر یک فضای خاص است . واژه ی polis  یونانی خود دارای یک ریشه ی بسیار قدیمی هند و اروپایی است که به واژه ی سانسکریت pur  که به معنی قلعه است بر می گردد و در دوران بسیار باستانی یونان می توان آن را در واژه ی akropolis   به همان معنی دید .

در زبان انگلیسی برای نامیدن تجمع های اولیه ی قرون وسطایی ، واژگان دیگری همچون borough  وجود داشته است که هنوز در نام بعضی از شهرهای این کشور باقی مانده است . این واژه با واژه ی bourg  به معنی روستاهای مرکزی و محل بازارها با واژه ی ژرمنی burgus  به معنی قلعه یقرون وسطا اطلاق می شد که این واژه در ریشه ی واژگان جدید بورژوا و بورژوازی قرار دارد که از قرن شانزدهم رایج شدند و به قشر جدید ثروتمندان شهری اطلاق می شد .

در زبان فارسی دو واژه ی شار و شهر دارای ریشه های باستانی هستند . شار یا شارستان از واژه ی شهر گرفته شده اند که به صورت قدیمی تر شتر ، خشتر از ریشه ی خشی به معنی شاهی کردن آمده است . از این رو می توان یک نوع پیوستگی بین مفاهیم  شهر ، کشور ، پادشاهی ، و پادشاه را دید زیرا این شهر درواقع یک شهر – قدرت است یعنی محل استقرار قدرت پادشاهی .

اما در انتها می توان به یک نوع تعریف جامع از شهر رسید که در زیر به آن می پردازیم :

«شهر زیستگاهی انسان ساخت و در زیر یک قدرت سیاسی مشخص ، که تمرکز جمعیتی نسبتا پایداری را در درون خود جای می دهد ، فضاهایی ویژه براساس تخصصهای حرفه ای به وجود می آورد ، تفکیکی کم و بیش مشخص و فزاینده میان بافتهای مسکونی و بافتهای کاری ایجاد می کند و فرهنگی خاص را به مثابه حاصلی از روابط درونی خویش پدید می آورد که درون خود خرده فرهنگ های بیشماری را حمل می کند» “ (فکوهی  1383: ص26 - 29 )

2-1-1-2 گونه های زیست غیر شهری در ایران

سازمان یافتگی شهر را می توان وابسته به فراهم آمدن شرایطی در محور زمان دانست . بنابر یافته ها و اطلاعات موجود ، شهر از انقلاب نوسنگی  به زمان حاضرشروع به شکل گیری کرده است  که تئوری های متعددی دررابطه با این آغازیعنی چگونگی شکل گیری نخستین شهرها از جماعتهای روستایی اولیه  وجود دارد و قوی ترین آن متعلق به گوردن چایلد است طبق گفته ی وی پدید آمدن تمدن شهری را باید به دلیل پیدایش نوآوری های فناورانه دانست که خود سبب تخصصی شدن فعالیتها ، افزایش تولید و انباشت مازاد تولید شده اند . با به وجود آمدن تخصصهای فنی ، صنعتگران نمی توانستند تنها از یک روستا تامین شوند و چندین روستا با هم رابطه برقرار کرده و در نتیجه شرایط اولیه برای پدید آمدن شهر را ایجاد می کردند .

پس از انقلاب نوسنگی در حدود 5 تا 6 هزار سال پیش در بین النهرین و مصر و سپس هندوستان و چین نخستین شهرهای زراعی به وجود آمد شهرهایی که با نام شهر- دولت شناخته شده اند . این شهر های به دلیل اقلیم مساعد توانستند کشاورزی و انباشت آن را فراهم کرده و تقسیم کار و قشربندی اجتماعی دقیقی را پدید آورند و در نتیجه تشکیل دولت دهند . این گونه از شهرنشینی دوره ای در خور تامل را سپری کرد اما پس از آن با انقلابات صنعتی و سیاسی در اروپا ما با شکل جدیدی از شهرنشینی مواجه شدیم که سبب افزایش سرمایه در این شهرها و مهاجرت گسترده ی روستاییان به این مناطق را به همراه داشت . در ادامه پس از جنگ جهانی دوم و با عمومیت یافتن نظام جهانی و مورد توجه واقع شدن دولتهای ملی شهر نوع جدیدی از تحول را به خود دید . در اینجا ما سه دوره از تحول شهررا به طور خلاصه مطرح کردیم ولی در رابطه با ایران این روند شاید دقیقا به این شکل نبوده است یعنی ترتیب کوچ نشینی – روستا – شهر.

“ تفاوت شهر و روستا که بخش اساسی ازتاریخ شهرنشینی در اروپا است و براساس آن بسیاری از نظریه های توسعه شکل گرفته است، در شهرهای ایرانی و اسلامی به صورت مزبور وجود نداشته است زیرا شهر و روستا همواره روابطی بسیار زیاد و حتی نوعی وحدت با یکدیگر داشته اند، فرهنگ آنها بسیاربه یکدیگر نزدیک بوده وحتی کارکردهای زراعی در شهر وپیشه وری درروستاها وجود داشته اند. شهرها از لحاظ تاریخی در بسیاری موارد حاصل بهم پیوستن چند روستا و بزرگ شدن یک روستا و یا اسکان یافتگی ایل و عشیره بوده اند . شهرهای ایرانی و اسلامی همواره با کشتزارها و باغ ها محصور بوده اند و بخش بزرگی از جمعیت شهری کشاورز بوده اند ، دیوارهای شهر در بسیاری موارد مزارع را احاطه می کرده است . و تا دوره ای متاخر صرفا اقلیت کوچکی از مردم را در خود جای می دادند که جزء نخبگان و اقشار ممتاز جامعه به حساب می آمدند و آن گروه از مردم عادی نیز که در شهر سکونت می گزیدند ، نظیر پیشه وران عمدتا از طریق خدمتگذاری به گروه نخست وبه دلیل نیاز آن گروه به حضور دائم آنها در شهر می توانستند درنزدیک آنها باقی بمانند. بنابراین باید تاکید کرد که اشکال شهری درایران همواره به صورت اشکال زیستی اقلیتی در کنار اشکال دیگری که آنها اکثریت مردم را در خود جای می داده اند، قرارداشته اند. اشکال اخیرشامل دو شیوه ی عمده ی زیست روستایی وکوچندگی می شود که از قدیمی ترین ایام تاکنون در کشورما حضور داشته اند.”(فکوهی 1383: ص 337)

روستانشینی و کوچ نشینی

شکل عمده ی زیست غیر شهری در ایران همواره شکل روستانشینی بوده است و این امرتنها در دو ده اخیر تغییر کرده و عامل تعیین یک نقطه به عنوان شهر، جمعیت بوده است.

در رابطه با کوچ نشینی هم باید گفت که قدیمی ترین شیوه ی زیست در ایران بوده است اما امروزه کوچ نشینی به اقلیت کوچکی از جمعیت کشور بدل شده است و آن هم دلایل خاص خود را دنبال می کند .

2-1-1-4 برخی از عناصر شهری ایران

فضا

“ ساختار شهرهای ایرانی از قدیمی ترین اعصار تا دوره ای بسیار متاخر بر اساس تقسیم شهر به سه فضای عمومی و کاملا مشخص استوار بوده است که عبارت بودند از :

1. یک نقطه ی مستحکم با حصارهای ویژه و احتمالا بر مرتفع ترین محل شهر که راس قدرت در آن قرار می گرفت . به این نقطه نام هایی چون کهن دژ یا ارگ می دادند .

2. محوطه ای نسبتا وسیع در اطراف و یا در یکی از کناره های نقطه ی فوق الذکر که عمدتا محل اقامت بزرگان و اقشار متوسط شهری (پیشه وران ) و استقرار فضاهای خدماتی شهر بود . این محوطه را با نام هایی چون شار یا شارستان یا شهرستان می شناختند و عموما برج و بارو ها و حصار های شهر آن را احاطه می کرد .

3. محوطه ی بیرون از حصارهای شهر که محل سکونت اقشار فقیر و عموما روستاییان بود و نسبت به شهر جنبه ی حاشیه ای داشت ، اما اهمیت آن در دوره های مختلف بسیار متفاوت بود . دو کانون اصلی شهر یعنی بازار ( بعد اقتصادی ) و مسجد جامعه (بعد مذهبی ) در همین حدود قرار دارند . این محوطه را با نام هایی چون شار بیرونی ، سواد ، یا ربض می شناسیم . فضای گرداگرد شهر پس از حومه شامل راههای ارتباطی و زمین های کشاورزی و باغ ها و مراتع می شد .

نکته ای که باید ذکر کرد این است که قسمت اساسی شهر در شهرستان بود که در کنار کهن دژ قرار داشت . بازارها در درون دیوارهای شهرستان و گاهی در بیرون آن بود و در دوره ی اسلامی ربض خوانده می شد و گاهی دیوار دومی گرداگرد آن می کشیدند . و تفاوت عمده ای هم که در دوره ی اسلامی به وجود آمد همین امر یعنی اهمیت یافتن ربض نسبت به شار است . و به همین دلیل بازارهای شهر نیز به ربض کشیده می شدند . اما در دوره های بعدی باز تمرکز گونه ای دیگر به خود گرفت یعنی تقسیم حومه و مرکز حفظ شد و تراکم خدمات شهری در مرکز و خروج صنایع و کارخانجات به سوی حومه رخ داد .

فضاهای قدسی و ناقدسی

شهرهای ایرانی ازابتدا عنصر قدسی را در درون خود جای می دادند . این عنصر در شهر باستانی در قالب معبد یا آتشکده در کهن دژ یعنی در نقطه ی مرکزی قدرت جای داشته ودر شهرهای اسلامی در قالب مسجد  ، و بناهای مقدس دیگری همچون مقبره ها و زیارتگاهها بوده که در ابتدا سعی می شد که اماکن قدسی پیشین حفظ گردد و در نتیجه اماکن جدید بر همان فضای پیشین ساخته می شدند . اما باز تفاوت فاحشی بین این دو مکان مقدس وجود داشت. در واقع مسجد محل تجمع مردم بوده و خصوصیتی اجتماعی و فرهنگی و مردم گرا داشته اما معابد فاقد این جنبه بودند . مساجد هم در نقطه ی مرکزی قرار داشتند و محلی برای مبادلات سیاسی – فرهنگی و اجتماعی بودند اما معابد تنها محل برگزاری مراسم مذهبی بوده اما همواره پیوندی میان حوزه ی سیاسی ، حوزه ی دینی وجود داشته است که تصویر شاه – روحانی تصویر ی عام در عصر باستان بوده که به تقدس یافتن فضاهای سیاسی و سیاسی شدن فضاهای قدسی می انجامید .

مساجد علاوه بر محلی برای مبادلات سیاسی – فرهنگی و اجتماعی بودن ؛ به دلیل قرارگرفتن در نزدیکی بازار به حوزه ی اقتصاد هم پیوند خورده است بنابراین می توان گفت که مسجد فضایی قدسی بود که کاملا درون فضاهای غیرقدسی و روزمرگی زندگی شهری جای می گرفت و با آنها ادغام می شد.

علاوه بر قرار گرفتن بازار در کنار مسجد ، مدارس طلاب و حمام عمومی که محل حشر و نشر اجتماعی غیر رسمی بود قرار داشتند .

فضاهای کاری

در شهر باستانی عمدتا فضاهای کاری به اصناف و بازرگانان اختصاص داشتند . در شار باستانی ، گروه بزرگی از پیشه وران وظیفه ی تهیه ی ابزار ، سلاح ها و اشیا روزمره ی مورد نیاز بزرگان و درباریان را بر عهده داشتند و همین امر به آنها امکان می داد که در نقاط فضایی نه چندان دوری از کهن دژ مستقر شوند . از دوران پیش از میلاد شهرهای غربی ایران مراکز تجاری به شمار می آمدند و این امر در سراسر تاریخ ایران تداوم یافت . گذشتن چندین راه بزرگ تجاری که مهم ترین آنها جاده ی ابریشم و ادویه بودند ، در مسیر آنها سبب پدید آمدن گروه بزرگی از فضاها از جمله کاروان سراها و بازارهایی می شد که گاه خود به منشا شهرهای جدید نیز بدل می شدند . این راههای تجاری پس از ورود به شهر ، مسیر ویژه ای را به وجود می آوردند که در دو سویش زمینه های مناسب برای پدید آمدن بازار می ساخت . این مسیر در دروازه های شهرآغاز می شد وگروهی از فضاها نظیر کاروانسراها ، انبارها ، حمام ها و .. در همین نقاط ساخته می شدند و پهنه ی فرهنگی خاصی را به وجود می آوردند . در عین حال تداوم مسیر به پدید آمدن بازارهایی سرباز (و بعدها هر چه بیشتر سرپوشیده ) منجر می شد که شاهرگ اساسی شهر بودند . دراین بازارها همه ی محصولات و همه ی پیشه وران مستقر شده و نظم فضایی خاصی را به وجود می آورند که اساس آن را باید در اعتقادات و باورهای دینی دانست . بازار به دلیل تجارت گسترده ای که در دوره ی اسلامی وجود داشت به رکن اساسی شهرها بدل شد و نقطه ی مرکزی بازار مسجد جامع بود که از این نقطه استقرار اصناف بر اساس میزان قدسی یا ناقدسی بودن کالاها یا خدمات آنها تعیین می شد . این سلسله مراتب قدسی به غیر قدسی در عین حال نوعی سلسله مراتب از قدرت به عدم قدرت نیز محسوب می شد .

فضاهای مسکونی

فضاهای مسکونی را به دو گروه می توان تقسیم کرد :فضاهای برونی و فضاهای درونی . فضاهای برونی در شهرهای ایرانی در قالب شار یعنی محل اصلی شهر وحومه یا ربض دیده می شوند که این محلها خود به محله هاب متعدد تقسیم می شدند و محله ها پهمه های جغرافیایی تشکیل شده از تعدادی خانه ( واحد مسکونی ) بودند که عموما استقلال نسبی داشتند . و اساس استقرار در فضا ، طبقات شبه کاستی و زیرمجموعه های آنها بود و اصولا طبقات پایین درون شار جایی نداشتند مگر به مثابه خدمه ی بزرگان . شکل گیری اصلی محله ها در شهر اسلامی اتفاق افتاد که بر اساس تقسیم بندیهای نژادی ، قومی ، دینی و خویشاوندی بود هر محله گونه ای از استقلال را نسبت به دیگرمحله داشت که به سبب داشتن گروهی از فضاها مثل بازار محلی ، مغازه ها ، مسجد ، حمام ...بود .

شکل تبلور فضای خصوصی در ایران ، واحد مسکونی یا خانه بوده است . معماری خانه های دوره ی اسلامی درون گرا بوده و جنبه ی مجللی نداشتند و به اندرونی و بیرونی تقسیم می شد و این گونه تا دوره ی متاخر در شهرهای صنعتی مدرن نیز ادامه یافت و تنها در سه دهه ی اخیر به تدریج به سوی آپارتمان نشینی سوق یافته است .

زمان

زمان شهری بیش ازهر چیز ، زمان روزمرگی است. زمان بیش از پیش در روند افزایش سازمان یافتگی از حوزه ی تنظیم یافتگی بر اساس زمان قدسی و ناقدسی خارج و آن را به زمان کار وابسته کرده است. در شهر باستانی و شهر اسلامی ، عامل تنظیم کننده ی زمان شهری ، بیش از هر چیز تقسیم این زمان به زمان قدسی و ناقدسی بود . در ایران باستان تقسیم سال به ماه ها و به روزهای مقدس با مراسم و دعاهای ویژه برای هریک از آنها و حضور گسترده ی جشن ها ، عامل تنظیم زمان شهری بود . در دوران اسلامی ، زمان قدسی ، عمدتا خود را از خلال دخالت و حضور اساسی مسجد و عبادتهای روزانه و اعیاد اسلامی در زندگی شهروندان انجام می داد . در دوره ی صفوی با تبدیل شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور و با ورود گسترده ی برخی از مناسک و مراسم درون حوزه ی اسلامی ، زمان قدسی از خلال این مناسک تاثیر خود را بر حیات شهری به شدت افزایش داد . بدین ترتیب ماههایی چون رمضان و به خصوص محرم و صفر با گستره ی بزرگی از مراسم خود ، همواره سبب شکل گرفتن فضاهایی خاص در شهر شدند .

با وجود این زمان شهری در حال حاضر در کشور ما همچون در بسیاری از کشورهای درحال توسعه ، دچار نوعی درهم ریختگی و شکنندگی شده است که حاصل ترکیب عناصر بازمانده از گذشته و عناصر مدرن وارداتی و هنوز بی ریشه در جامعه ی ایرانی است .

 

 

اقتصاد

هر ایرانی پیش از اسلام یک شهر سیاسی – اداری بوده است که تمرکز ثروت در آن عمدتا بر اساس مکانیسم های مالیاتی وبرداشت بر تولید کشاورزی و استفاده از مازاد کشاورزی برای تامین هزینه های پیشه وری و صنعت گری شهری و... استفاده می شده است .اما پس از ورود اسلام این شکل تغییر کرد اهمیت ربض ها نسبت به شارستانها و گسترش شهرها از جمله گسترش بازارو سایر عناصر و فضاهای درون ربض رخ داد. پس از حمله ی مغول ما با زوال شهرها مواجه شدیم . در دوره ی صفویه رونق شهری و بازار واضح بود به نحوی که شهر های مرکزی ایران و به ویژه شهرهایی چون اصفحان و تبریز ، اردبیل ، کاشان ، یزد ، بندرعباس ، همدان ، قزوین ، مشهد ، بارفروش (بابل امروزی ) اهمیت اقتصادی یافته اند.

در فاصله ی اواخر دوره ی صفویه و اواخر قاجار با تضعیف قدرت مرکزی بار دیگر شهرها و اقتصاد آنها رو به زوال رفتند . اما با انقلاب مشروطه دوباره رونق خود را به شکل دیگری بازیافتند .

نشانه شناسی

شهر ایرانی باستانی و اسلامی نشانه ها و بیان خود را ، همچون زمان خود بیش از هرچیز مدیون حوزه ی قدسی بود . آنچه درباره ی جشنها و مناسک اسطوره ای – دینی گفتیم در اینجا نیز کاملا صادق است . فضاهای قدسی ، نشانه شناسی های ویژه ای به همراه داشتند که در برخی از اشیا ، برخی از رفتار ها و گروهی از باورها خود را متبلور می کردند . خرده فرهنگ های شهری بیش از هرکجا خود را در مناسک و جشنها و مراسم ویژه ای که روزمرگی را تغییر می دهند و زمان و مکان های خاص به وجود می آورند ، بیان می کنند.از جمله مهم ترین خرده فرهنگ های شهری در شهر اسلامی ، اصناف بودندکه تا دوره ای متاخر درون شهرمدرن نیز تداوم یافت .اما ورود مدرنیته تمام این روابط را تغییر داد . ما با سه نوع از نماد ها مواجه شدیم که از جمله ی آنها نمادهای باستانی و نمادهای مدرن غربی و نمادهای اسلامی که خود را به شکل نام های خیابانها و میادین ، مجسمه های یادبود ، ساختمانهای خاص ، و مراسم متفاوت یادواره نشان می دهد.” (فکوهی 1383: ص 380- 416)

 

 

 

نمودار شماره1:عوامل موثر در شکل دهی به سیما و هویت شهر

 

 عوامل اجتماعی،فرهنگی

عوامل استراتژیک، سیاسی

 عوامل اقتصادی، شبکه راهها

 تکنولوژی، سیستم آبرسانی

 عوامل

مصنوعی

عوامل موثر در سیمای

 شهر های سنتی ایران

 بارش

 آب های زیر زمینی

 آب های سطحی

آب

 عوامل طبیعی

 شرایط اقلیمی

 تابش آفتاب

باد

رطوبت

دما

پوشش گیاهی

 جنگل ها

 مراتع

 مزارع

زمین

 مورفولوژی

 ساختار زمین

 حاصلخیزی

 نفوذپذیری

                                                    منبع: فرجامی،1383،ص538

 

هنگام

/ 0 نظر / 135 بازدید