آموزش و برورش معماری

آموزش و برورش معماری

 

 

چکیده:

آموزش و پرورش در هر کشورى با اهدافى خاص و متفاوت، انجام مى‏گیرد. اما آنچه در همه این آموزشها مورد توجه است، اهداف کلى و غایى‏اند که در چگونگى شکل‏گیرى و تعیین آنها، اختلاف نظر وجود دارد. محققان معتقد است که اهداف ما در آموزش و پرورش، باید به تحصیل کیفیات خاص ذهنى، نگرشها و احساسات خاصى مربوط باشند تا آموخته‏هاى مدرسه، در جامعه سودمند افتد و دانش‏آموزان را براى زندگى در آن جامعه آماده سازد .

 


 

مقدمه

براى وارد ساختن دانش‏آموزان در تجربه‏هاى ارزشمند و کمک به آنان در کسب مهارتهاى ارزشمند، این دلایل، مصالح، خواسته‏هاى والدین و جامعه، ارزش نهفته در خودکار یا نتیجه آن، باید به نحوى در شیوه پرداختن معلم به کار خود مؤثر باشند و تا اندازه‏اى، معیارهایى هستند که معلم با آنها آنچه را که انجام مى‏دهد و آنچه که امیدوار است‏به دست آورد، انتخاب مى‏کنند; به علاوه، وسایلى هستند که موفقیت‏یا شکست کار را مى‏توان با آنها ارزیابى کرد. به این معنا اهداف عالى دور، یا دانى نزدیک فعالیتند، فعالیتى که بخشى از فرایند آموزش و پرورش است. همین طور، سخن گفتن از اینکه هدف درس ریاضى، قبول شدن و کسب نمره قبول سطح A در ریاضیات محض است، یعنى دادن هدف خاصى به این درس، آن هم هدفى که مى‏توان آن را ارزیابى کرد.

در همه این نمونه‏ها تلویحا به این امر اشاره مى‏کنیم که ممکن است پیش از انجام کارى «هدفى دانى‏» که به وضوح طراحى شده است، داشته باشیم; هدفى دانى که معمولا به عنوان معیارى به کار مى‏رود و از طریق آن ارزیابى مى‏کنیم که تا چه اندازه در کار موفق بوده‏ایم. کاربرد اصطلاح «هدف دانى‏» در اینجا براى تفکیک بین تصور یک هدف سریع الحصول براى بخشى از فرایند آموزش و پرورش، و اهداف بلند مدت آموزش و پرورش مفید است. از این رو «هدف دانى‏» معمولا با غایت‏یا فرایندى که در کار یا در سن خاصى منظور شده است، ربط دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

 

 

 

شناخت موضوع

 

 

 

 

 

 

1-1-دلایل انتخاب موضوع :

آنچه که من را بر آن داشت تا چنین موضوعی را انتخاب کنم ابتدا علاقه شخصی خود به هنر و ایجاد فضایی برای بهتر کار کردن هر چه تمام تر افراد آموزش و پرورش .

ثانیاً قدیمی و ساده بودن ساختمان آموزش و پرورش کل استان  بوشهر و نیاز به احداث چنین ساختمانی در شهر مرا به فکر واداشت .

و نهایتاً از آنجا که خود به نوعی در چنین زمینه ای علاقه مند می باشم از این رو علاقه زیادی به بررسی و تحقیق و شناخت هرچه بیشتر چنین مکانی در تمام جوانب را احساس می کردم . بنابراین بر آن شدم تا این موضوع را برای پروژه تز خود برگزینم .

 

 

 

 

 

 

مفاهیم آموزش و پرورش

 آموزش و پرورش دارای مفهوم و کاربردی گسترده، پیچیده، و مبهم است. تاکنون تعریف واحد یا جامع و مانعی از «آموزش و پرورش» به دست نیامده‌است و اهل نظر، هر یک بر پایه تفکرات و تجربیات خود، تعریفی از آن ارائه داده‌اند.

صاحبنظران ایرانی یا مسلمان تعلیم و تربیت در سده‌های پیشین (مانند امام محمد غزالی)، هیچکدام درپی تعریف مفهوم «آموزش و پرورش» نبوده‌اند و گویا اهمیت تعریف این مفهوم را درک نکرده بودند. در عصر حاضر، متفکران ایرانی مانند حمدباقر هوشیار،عیسی صدیق،اسدالله بیژن و امیرحسین آریان‌پور، مرتضی مطهری در این‌باره اظهارنظر کرده‌اند. ولی دانشمندان غربی از دیرباز تاکنون تعاریفی از «آموزش و پرورش» ارائه داده‌اند.

 برخی از تعاریف آموزش و پرورش

محمدباقر هوشیار: آموزش و پرورش مجموعه منظمی از اعمال و رفتار است؛ به بیان دیگر آموزش و پرورش فعل و انفعالی است میان دو قطب سیال (آموزگار و فراگیر) که مسبوق به اصلی و متوجه هدفی و مستلزم برنامه‌ای است.

جان دیویی: آموزش و پرورش دوباره ساختن یا سازمان دادن تجربه‌است، به منظور اینکه معنای تجربه گسترش پیدا کند و برای هدایت و کنترل تجربیات بعدی، فرد را بهتر قادر سازد.

ژان ژاک روسو: آموزش و پرورش هنر یا فنی است که به صورت راهنمایی یا حمایت نیروهای طبیعی و استعدادهای فراگیر (متربی)، و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق می‌پذیرد.

دانشنامه بریتانیکا: از آن‌جایی که کودکان بی‌سواد، نادان و غیرمطلع از فرهنگ جامعه‌شان به دنیا می‌آیند، برای یادگیری فرهنگشان، هنجارهای رفتاری افراد بالغ، یادگیری مهارت‌ها، یافتن نقششان در اجتماع و رسیدن به اهدافشان نیاز به آموزش دارند .

امیرحسین آریان‌پور: آموزش و پرورش عبارت است از " فرآیند هدایت و جهت‎دهی عمدی تجارب انسانی

فلسفه آموزش و پرورش

از آن‌جا که آموزش به کودکان این قابلیت را می‌دهد که به صورت مستقل به سوی اهداف مورد نظرشان حرکت کنند و هویت ویژه‌ای در جامعه بیابند، اهمیتی غیر قابل چشم‌پوشی برای فلاسفه دارد . فلسفه آموزش به بررسی ماهیت و اهداف آموزش و ابزارهای آن می‌پردازد و در ارتباط با « نظریه آموزش » است. نظریه آموزش نوعی نظریه عملی بوده که سعی در فراهم آوردن رهنمود و روشن کردن تمامی جنبه‌های گوناگون آموزش ( اعم از جنبه‌های تعلیمی، اخلاقی و سیاسی مربوطه ) و همچنین ساختار اجتماعی وابسته با آن است .  فلسفه آموزش از نیمه دوم قرن بیستم میلادی به بعد به صورت یک شاخه مشخص از فلسفه شناخته شده و مورد بررسی قرار گرفت .

نظریه‌های آموزش و پرورش

نظریه‌های آموزش وجود چهار چیز را در فرایند آموزش ضروری فرض می‌کنند:

۱- معلم ۲- دانش آموز ۳- موضوع درسی ۴- گروه اجتماعی که معلم و دانش آموز به آن تعلق داشته و از طریق آن با هم مرتبط می‌شوند. نظریه‌های آموزشی مختلف را می‌توان از طریق پاسخی که به سؤالات زیر می‌دهند از همدیگر تمیز داد: هدف آموزشی یک مدرسه چیست و اینکه از نظر روانی چگونه دانش آموزانش را به انجام کارهایی که هدف را تحقق می‌بخشد متمایل می‌سازد؟ موضوع درسی چیست، با چه روش‌هایی تعلیم می‌شود، مطالب با چه میزان راحتی آموخته می‌شوند و به چه راحتی بعداً فراموش می‌شوند؟ امتحان‌ها، روش‌های درس خواندن، و معیارهای مقایسه دانش آموزان با همدیگر چیست؟ مدارس مختلف بحران‌های مختلف دارند. برخوردهای درونی مدرسه مورد نظر چیست؟ ترس‌هایی که معلمین را تحت الشعاع قرار می‌دهد چیست و واکنش معلمین به این ترس‌ها چیست؟ دانش آموزان در مدارس مختلف با ترس‌هایی مختلفی روبرو می‌شوند. تحت چه ترس‌هایی دانش آموزان به تلاش برای یادگیری مشغول هستند و پاسخ آنها به این ترس‌ها چیست؟ با توجه به اینکه تقصیر شکست‌ها را می‌توان بر گردن نظریه خاص آموزشی استفاده شده نهاد، راه حلها نیازمند ایجاد تغییراتی در نظریه آموزشی می‌باشد. انتخاب یک نظریه آموزشی خاص نیازمند آگاهی کافی نسبت به شرایط خاص یک مدرسه بوده و حکم کلی نمی‌توان داد.

 

تاریخ آموزش و پرورش

فرایند آموزش و پرورش از پیدایش انسان بر زمین آغاز شده و به عقیده برخی معلمی  )یا گونه‌ای از آن ) از نظر قدمت دومین پیشه انسان‌ها بوده‌است. هیچ جامعه انسانی‌ای وجود نداشته که اهمیت و مرکزیت آموزش را رد کند .  در جوامع بدوی، آموزش رسمی به شکل امروزی آن وجود نداشت. در واقع در تمامی فعالیت‌های روزمره بالغین نقش معلمین را بازی می‌کردند و همه جا کلاس درس بود. انباشتگی دانش در طول زمان باعث شد که یک نفر بالغ نتواند بر تمامی آن مسلط شود. راه حلی که جامعه برای این مشکل پیدا کرد آموزش به نوع رسمی بود: مدارسی تشکیل شد و متخصصینی در آن‌ها به گونه‌ای موثر به انتقال فرهنگ و دانش موجود کمک می‌کردند .  با رشد فزاینده جامعه و زیاد شدن پیچیدگی‌های آن، آموزش رسمی به عهده مؤسسات خاصی واگذار شد. به علاوه ماهیت آموزش نیز کم کم تغییر کرد: آموزش کمتر و کمتر به زندگی روزمره افراد ارتباط پیدا می‌کرد، انتزاعی‌تر شده و با عملگرایی فاصله می‌گرفت. دانش بصورت خیلی فشرده در آمده و این امر به دانش آموزان این قابلیت را می‌داد که از فرهنگی که در آن به دنیا آمده‌اند فراتر رفته و چیزهایی را یاد بگیرند که هرگز نمی‌توانستند توسط تجربه مستقیم یا تقلید از افراد بالغ بیاموزند. فرایند آموزش امروزه یکی از پایه‌های اساسی پیشرفت جامعه‌ها شده‌است و اهمیت روز افزونی پیدا کرده‌است و این خود باعث این شده که کتاب‌ها و تحقیقات زیادی در زمینه اهداف، محتوا، و نحوه بهینه تدریس انجام شود. در دورن مدرن، شاهد شکوفایی فلسفه آموزش و نظریات تعلیمی هستیم . وهر معلم با توجه به شرایط دانش آموزان کلاسش از شیوه‌های مختلف آموزشی استفاده می‌کند.

آموزش در جوامع بدوی

در جوامع بدوی، آموزش محدود به انتقال فرهنگ بود و هدف آن پرورش فرزندان بگونه‌ای بود که بتوانند اعضا خوبی برای گروه یا قبیله شان باشند. یک انسان بدوی دنیا را به شکل ثابت و تغییر ناپذیر میدید. برای او فرهنگ تمام دنیا اش را تشکیل می‌داد، و این فرهنگ در انتقالش از یک نسل به نسل بعدی تنها مقدار کمی تغییر می‌کرد.

جوامع بدوی تأکید زیادی روی لزوم پیوستن مناسب افراد به بدنه قبیله یه گروهشان داشتند. جوامع بدوی اشکال و تنوع فرهنگی زیادی داشته و بیان قوانین عام حاکم بر تمامی آنها کار سختی می‌باشد. ولی به هر حال نکات مشترکی بین فرهنگ‌های بدوی وجود دارد: افراد غیر بالغ در فعالیت‌های بالغین شرکت می‌کردند. یادگیری توسط مکانیزم‌های تقلید، تلاش برای فهمیدن احساسات و انگیزه‌های افراد بالغ و تلاش برای شناسایی و تطبیق هویت خود با آنها صورت می گرفت  . هنگامی که فردی بالغ می‌شود، روش آموزش او دگرگون می‌شود. او دیگر نمی‌بایست بصورت لحظه‌ای و غیر منظم به تقلید از بالغین بپردازد بلکه باید رفتارش را منظم و استاندارد بکند. در هنگام بلوغ برای جدا شدن از محیط و فضا دوران کودکی، افراد «آیین تشرف» را تجربه می‌کنند. فرد بالغ شده ممکن است به صورت ناگهانی از خانواده‌اش جدا شود و به اردوگاهی به همراه افراد تازه بالغ شده دیگر فرستاده شود. دلیل این جدایی این است که فرد وابستگی‌اش را به خانواده کم کند و از نظر عاطفی و اجتماعی خودش را در محیط وسیع‌تر فرهنگی قبیله‌ای بنا نهد. معلمان در این مراسم تشرف کسانی هستند که شخص نمی‌شناسد، در واقع اقوام شخص در قبیله دیگر که شخص تا حالا ندیده‌است. آیین تشرف عموماً عملی نیست بلکه در آن ارزش‌های فرهنگی، مذهب قبیله‌ای، افسانه‌ها، فلسفه، تاریخ، مراسم‌ها و آداب و رسوم و اطلاعات دیگر تدریس می‌شود. این مراسم (به ویژه بخش مذهبی آن) از اهمیت زیادی برخوردار و لازمه عضویت در قبیله بوده‌است. آموزش در قدیمی‌ترین تمدن‌ها تمدن در خاورمیانه، در بین رودهای دجله و فرات در مصر، حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد شروع شد. تمدن عمده بعدی هزار و پانصد سال بعد در شمال چین زاییده شد. انتقال فرهنگ در این جوامع پیچیده، «نوشتن» را ضروری کرد البته در هیچ زمانی در دوران باستان، بیش از ۲۰ تا ۳۰ درصد مردان بالغ و تقریباً ۱۰ درصد کل جمعیت نمی‌توانستند بخوانند و بنویسند .

 

آموزش در ایران باستان نزدیک به چهار هزار سال پیش، آریایی‌ها و از آن جمله ماد‌ها، پارسی‌ها و پارتی‌ها به سرزمین ایران مهاجرت کردند. ماد‌ها در غرب و پارسی‌ها در جنوب و پارتی‌ها در شرق فلات ایران ماندگار شدند و حکومت‌هایی تشکیل دادند.
مادها در حدود هفصد سال پیش از میلاد در سرزمین‌های غرب ایران چیره شدند و دولت ماد را بنیان گداشتند. در دورهٔ ماد‌ها، کودکان و نوجوانان راه و رسم زندگانی و کار و جنگاوری را در خانه و ایل می‌آموختند. آموزش رسمی مخصوص روحانیان بود. روحانیان، گذشته از خواندن و نوشتن، اصول و مراسم دینی، اختر شناسی و شیوه‌های پیشگویی سرنوشت دیگران را در مراکز دینی فرا می‌گرفتند. مردم دیگر از خواندن و نوشتن بی‌بهره بودند. ماد‌ها خطی شبیه خط میخی داشتند.در دوران هخامنشی، آموزش رسمی ویژهٔ روحانیان زرتشتی (موبدان)، شاهزادگان و دولت‌مردان بود. اما دردوره زرتشت آموزش و پرورش به مانند زندگی مهم شمرده شده بود، به همین دلیل مردم ایران مهارت‌های سودمند را به فرزندان خود آموزش می‌دادند. در آن زمان آتشکده‌ها جایگاه رسمی آموزش بودند و موبدان درس‌های مذهبی، پزشکی، ریاضی و اخترشناسی نیز آموزش می‌دادند .. آموزش در دنیای اسلام آموزش در اسلام از ارزش زیادی برخوردار بوده‌است. با مسلمان شدن مردمان از نژادها و جوامع مختلف، آموزش نقش مهمی در تشکیل یک اجتماع به هم پیوسته و جهانی ایفا کرد. تا اواسط قرن نهم میلادی، تقسیم بندی مشخصی از دانش انجام شده بود: علوم به سه دسته تقسیم شده بودند: علوم اسلامی، علوم فلسفی و طبیعی و علوم ادبی هنری. علوم اسلامی به بررسی منابع اسلامی مانند قرآن، احادیث و تفاسیر آن می‌پرداخت. علوم اسلامی از نظر فرهنگی از همه با ارزشتر به حساب می‌آمد؛ فلسفه و علوم طبیعی به اندازه علوم اسلامی مهم دیده می‌شد ولی کم فضیلت تر دیده می‌شد. سیستم آموزش اسلامی در ابتدا تأکید زیادی روی فنون و امور عملی مانند توسعه سیستم‌های آبیاری، ابداعات کشاورزی، خیاطی، تولید محصولات با آهن و فولاد، محصولات چرمی، تولید کاغذ و باروت، گسترش تجارت زمینی و دریایی، و ساختن اشیاء سفالی داشت. به تدریج و از قرن ۱۱ میلادی به بعد، علاقه به علوم مذهبی به صورت عمده‌ای جای علوم دیگر را گرفت. علوم یونانی و فلسفه دیگر تنها به صورت خصوصی و به عده کمی تدریس می‌شد و هنرهای ادبی به شکل عمده‌ای رو به کاهش نهادند. از آزادی فکری داده شده به اندیشمندان و نخبگان کاسته شد. علوم غیر دینی و بررسی‌های پژوهش گرایانه غیر دینی دیگر تحمل نمی‌شدند. این نحوه سیستم آموزشی از ازبکستان امروزی در شرق تا مصر در غرب در طول سال‌های ۱۰۵۰ تا ۱۲۵۰ میلادی گسترش پیدا کرد . آموزش و پرورش نوین

در بیش‌تر کشورها، گذراندن دورهٔ مقدماتی برای کودکان پنج و شش ساله و گذراندن دورهٔ متوسطه برای نوجوانان سیزده ساله اجباری است. در بسیاری از کشورها حضور دانش‌آموزان پس از یازده‌سالگی در مدرسه‌ها کم می‌شود؛ البته، آموزش تا بزرگ‌سالی در دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها و مرکز های آموزش مهارت‌های عملی ادامه می‌یابد.

با وجود این هنوز میلیون‌ها نفر در دنیا از مهارت‌های ابتدایی خواندن و نوشتن بی‌بهره‌اند. بر اساس قانون اساسی ایران، آموزش و پرورش برای همهٔ کودکان و نوجوانان ایرانی تا دورهٔ متوسطه رایگان است و دولت وظیفه دارد امکان تحصیل را برای همگان فراهم سازد. نظام آموزشی ایراندارای دورهٔ ابتدایی(پنج سال) دوره‌ی راهنمایی (سه سال) دوره متوسطه( سه سال) و دورهٔ پیش دانشگاهی است.

علاقه‌مندان به کارهای عملی و فنی نیز می‌توانند مهارت های لازم را در مدرسه‌ها و آموزشگاه‌های کارو دانش بگذرانند. دانش‌آموختگان دوره پیش‌دانشگاهی در صورت موفقیت در آزمون‌های سراسری، به دانشگاه وارد می‌شوند.

آموزش مدرن در ایران

شروع آموزش به نحوه مدرن در ایران با تأسیس مدرسه دارالفنون در تهران و به همت امیر کبیر رقم خورد. در دار الفنون علوم فنی، علوم طبیعی و همچنین کمی علوم انسانی توسط اساتید خارجی، و تحت نظارت رضا قلی خان، تدریس می‌شد. تأسیس این مدرسه باعث ترجمه آثار مختلفی از زبان‌های اروپایی به فارسی شد.

رضا شاه مسبب ایجاد تغییرات عمده‌ای در سیستم آموزشی ایران می‌باشد. به عنوان بخشی از برنامه غربی سازی، مدرن سازی و تمرکز اداره امور، او مکتب‌خانهها را بر چید. مکتب‌ها جاهایی بودند که در آنها به تمامی دانش آموزان در هر سنی که بودند در یک اطاق توسط یک آخوند آموزش داده می‌شد. رضا شاه دستور داد که تمامی افراد جامعه، دختر و پسر، بصورت اجباری به مدارس دولتی بروند، و اینکه محتوای کتابهای درسی به روز و مدرن شوند. او محلی برای تربیت معلمین ایجاد کرد و همچنین دانشگاه تهران را بنا نهاد.

چند سال بعد رضا شاه دستور در اختیار گرفتن و دولتی کردن تمامی مدارس خارجی تبلیغی مسیحی (میسونری) را داد بیشتر مدرسه‌های عالی آن زمان، مانند دارالمعلمین عالی دانشسرای عالی ، مدرسهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشکدهٔ حقوق  و مدرسهٔ عالی طب دانشکدهٔ پزشکی در شمار دانشکده‌های این دانشگاه در آمدند.

با تأسیس دانشگاه تهران دانش آموزان توانستند، پس از به پایان رساندن دورهٔ دبیرستان، در رشته‌های ادبیات و فلسفه وعلوم تربیتی، پزشکی، حقوق، علوم طبیعی و ریاضی، علوم معقول و منقول و مهندسی به تحصیل بپردازند. بعدها دانشگاه تهران گسترش یافت و دارای دانشکده‌ها و رشته‌های درسی دیگری شد . آموزش و پرورش در ایران آموزش و پرورش در ایران بیشتر متمایل به روش پیاژه می‌باشد ولی در عمل شیوه‌هایی که پیاژه بر آن تاکید کرده‌است عملی نمی‌شود آموزش در ایران بیشتر معلم-محتوا محور بوده و کودک در جریان یادگیری بیشتر نقش انبار کنده دارد در سالهای اخیر وزارت آموزش و پرورش ایران در پی این بوده‌است که تغییراتی اساسی در شیوهٔ آموزش کودکان به وجود آورد ولی این تغییرات بیشتر جنبهٔ کمیتی داشته و کمتر به کیفیت اموزش توجه شده‌است .

 

 

اثرات سیاسی

رهبران سیاسی تأثیر زیادی بر سیستم‌های آموزشی گذاشته‌اند . به طور مثال در شوروی نظام آموزشی تحت نظارت شدید حزب کمونیست شوروی قرار گرفت . پس از به قدرت رسیدن جوزف استالین او تاکید ویژه‌ای بر آموزش علوم، ریاضیات و ایدئولوژی کمونیست داشت همزمان مراکز علمی شوروی تعداد زیادی از شهروندان دیگر کشورها را جذب مراکز آموزشی خود کردند . این نظام آموزشی پس از فروپاشی شوروی اصلاح شد و اختیارات دولت‌های محلی در این امر افزایش پیداکرد..

در نظام آموزشی ایالات متحده آمریکا در اوایل قرن بیستم تبعیض نژادی برعلیه افراد سیاهپوست وجود داشت که دولت آمریکا با تصویب قوانینی سعی برحذف آنها کرد همچنین قوانین برای دادن امتیازات بیشتر از سفید پوستان به سیاهپوستان موسوم به تبعیض مثبت، تصویب شد .

اهداف آموزش و پرورش

هنگامى که کل آموزش و پرورش را که یک فرد، مشمول آن واقع مى‏شود، یا آموزش و پرورشى را که از طریق مدارس خاصى ارائه شده است‏بررس مى‏کنیم، اگر بپرسیم هدف عالى چنین آموزش و پرورشى چیست، تلویحا اشاره داریم که مرادمان غایتى است که کل این تجربه متوجه آن است; مثلا گروهى از دانش‏آموزان سابق که درباره تجارب مختلف خود در مدرسه بحث مى‏کنند، ممکن است کاملا دریابند که هر چند بعضى از مدارس، ظاهرا بر سرغایتى که در آموزش و پرورش خود منظور داشته‏اند توافق دارند، با این همه، راههایشان براى نیل به این غایت‏به طور چشمگیرى متفاوت است.

همین گروه از دانش‏آموزان، همچنین ممکن است کشف کنند که در موارد دیگر، مدارسى که ظاهرا غایات دیگرى دارند، على رغم این تفاوت غایات، به دانش‏آموزان خود تجاربى در آموزش و پرورش ارائه مى‏کنند که اغلب به تجارب مدارس دیگر شباهت‏بسیار دارد. بنابراین، از دو مدرسه‏اى که در نظر دارند آموزش و پرورش عمومى کاملى ارائه دهند، یکى ممکن است‏به وسیله دوره‏هایى که طیف وسیعى از موضوعات را در بر مى‏گیرد، در صدد تحقق چنین منظورى باشد، و دیگرى از طریق دوره‏هایى در باب موضوعاتى که به طور خاص گزینش شده‏اند; یا اینکه دو مدرسه که یکى در نظر دارد آموزش و پرورش دانشگاهى بسیار تخصصى را ارائه کند، و دیگرى آموزش و پرورش عمومى و جامعه را در نظر دارد (رشد افراد با سواد و آشنایى به حساب)، ممکن است در مرحله‏اى به دانش‏آموزان خودشان دوره‏هایى بسیار مشابه در زبان، ادبیات، ریاضیات و علوم تجربى ارائه کنند; بنابراین، امکان دارد که مدارس با تعقیب راههاى مختلف، در پى رسیدن به اهداف آموزشى مشابهى باشند. همین طور مدارس با اهداف متفاوت، ممکن است على رغم آن تفاوت اهداف، دوره‏هایى معین مشترکى داشته باشند، اما با مداقه واضح مى‏شود که در مرحله‏اى، اختلاف در اهداف آموزشى، در آنچه که در فراین آموزشى در جریان است، اختلاف چشمگیر و مشخصى پدید مى‏آورد، و این امر زمانى که تفاوت نظامهاى آموزش و پرورش، مثلا دموکراسى غرب و چین کمونیست را لحاظ کنیم، به بهترین وجه قابل درک است.

اهداف عالى آموزش و پرورش

اهداف عالى آموزش و پرورش معمولا به غایاتى کلى و دراز مدت اشاره دارد، که غالبا تعرى واضح آنها بر حسب سلوکى خاص مشکل است; مثلا از هدف پرورش حاکم حکیم (پادشاه فیلسوف) یا انسانهایى که قادرند از فرصت‏خود، بخوبى استفاده کنند (ارسطو)، سخن مى‏گوییم; از هدف رساندن شخص به بلوغ عاطفى و فکرى یا تضمین اینکه کودکان چگونه آموختن را بیاموزند، سخن مى‏گوییم. چنین بیانات کلى، از حیث گستره روشنگرى در باب آنچه ما معلمان باید انجام دهیم، اختلاف دارند تاکید ارسطو بر آموزش استفاده صحیح از فرصت، حاوى اطلاعات بیشترى است از بیان ناظر به بلوغ عاطفى و فکرى; با وجود این، حتى آن هم نیازمند بررسى چشمگیرى است در باب لوازم و استفاده صحیح از فرصت، قبل از اینکه بتوان از این نظر به عنوان اساس طرح ریزى برنامه آموزشى سود جست.

 

اهداف بلند مدت آموزش و پ

/ 0 نظر / 105 بازدید